یا امام حسن مجتبی علیه السلام
این وبلاگ با هدف نشر معارف اسلامی با محوریت امام حسن مجتبی علیه السلام از سال 82ایجاد شده است

بسمه تعالی

سلام علیکم

از این به بعد مطالب را در وبلاگ جدیدی که در سایت بلاگ ساختم ادامه می دهم در آدرس زیر

آدرس جدید وبلاگ یا حسن مجتبی

http://imamhassan.blog.ir/

پس از 10 سال تجربه وبلاگ نویسی جدیدا با سرویس بلاگ آشنا شدم  که دارای قابلیت های فوق العاده است و قابل مقایسه با هیچ سرویس بلاگ ایرانی و حتی خارجی نمی باشد.یکی از مزیت های فوق العاده آن که تیم توسعه دهنده آن درخواست های کاربران را بررسی و پیاده سازی می کنند .

changes.blog.ir/

پیشنهاد می کنم با عضویت در این وبلاگ خودتان را از دست تمامی مشکلات وبلاگ هایی که دارید راحت کنید.

همچنین می توانید به سادگی تمام اطلاعات فعلی وبلاگتان را به وبلاگ جدید منتقل کنید(آموزش مهاجرت به بلاگ)

راهنمای استفاده از وبلاگ های بلاگ

http://help.blog.ir/

برخی امکانات این سرویس وبلاگ

  • فضای اختصاصی برای عکس ها و فایل ها
  • اختیاری بودن نمایش آگهی در بلاگ
  • امکان محافظت از مطالب مهم یا اختصاصی
  • آمار پیشرفته بازدیدکنندگان هر بلاگ
  • رعایت شان و حقوق کاربر
  • امکان شخصی سازی آگهی ها *
  • نوشته شده با زبان قدرتمند پایتون
  • آسان و رایگان
  • دهها قالب منحصر بفرد و اختصاصی
  • سازگار با موتور های جستجو
  • ابزار بهینه سازی بلاگ برای موتورهای جستجو
  • مدیریت پیوندهای مورد علاقه (لینک ها)
  • امکان رای گیری و نظرسنجی
  • امکان مدیریت کامل آگهی ها (اختیاری)
  • امکان ایجاد صفحات و فرم های اختصاصی
  • کسب امتیاز در صورت نمایش آگهی *
  • امکان مهاجرت به بلاگ و انتقال مطالب *
  • امکان پشتیبان گیری آنلاین در هر زمان *
  • فرم پیشرفته تماس با ما برای هر بلاگ *
  • برنامه دستیار شخصی و مدیریت زمان *


[ یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩٢ ] [ ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ ] [ حسن کهریزی ] [ نظرات () ]

چرا نه ربیع مهم است؟

علی میری

همین ابتدای کار (بدون اینکه هیچ موضع موافق یا مخالفی داشته باشی) خودت را بگذار جای یکی از استراتژیست‌هایی که به صورت متمرکز روی برنامه ایران کار می‌کند. این کار را کردی؟! خب، حالا خوب فکر کن؛ فکر کن می‌خواهی برای مقابله با پیشرفت‌های روزافزون ایران، که مسؤولین بالادستی تو هیچ دل خوشی از این پیشرفت‌‌ها ندارند، طرحی را به سرویس اطلاعاتی‌ای که در آن مشغول خدمت هستی ارائه کنی...


ادامه مطلب
[ دوشنبه ٢ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ ] [ حسن کهریزی ] [ نظرات () ]

 روایتی زیبا و خواندنی از پیاده روی میلیونی اربعین

 و تو چه می‌دانی که زیارت اربعین چیست؟

وقتی عمود* 253 را رد کرده بودیم، دیگر واقعاً توانی برای حرکت نداشتم، آرزو می‌کردم بچه‌هایی که همراه بیرق، تقریبا صد متر جلوتر از ما حرکت می‌کردند، لحظه‌ای برای استراحت درنگ کنند تا با نوشیدن یک استکان چای عربی -که هزاران زائر از آن استکان نوشیده بودند و آن مرد عراقی هر بار تنها آنرا در ظرف آبی فرو می‌کرد تا مثلاً آن را بشوید- توان دوباره‌ای برای راه رفتن بیابم. در همین حال ناگهان مرد میانسال عربی را دیدم که از شدت عرق ریختن در آن سرمای زمستانی، تمام یقه لباس مندرسش خیس شده بود. باور نمی‌کنی اگر بگویم با دیدن او تمام خستگی وجودم از بین رفت و جایش را به‌نوعی خجالت همراه با سرافکندگی داد.

خودم را به او رساندم، برای اینکه بتوانم با او صحبت کنم کمی خم شدم، چون هر دو پایش معلول بود و در حالت نشسته با دست‌هایش راه می‌رفت، بعد از سلام و احوالپرسی از او پرسیدم: «حضرتکم من این؟»(اهل کجایی؟) و او در حالی که نفس نفس زنان خود را سانتی متر به سانتی متر به جلو می‌کشید جواب داد: «مِن دیوانیه»(اهل شهر دیوانیه هستم).

 

من در حالی که بغض تمام گلویم را گرفته بود از او سوالاتی می‌پرسیدم و او همان‌طور که کشان کشان خود را به جلو می‌کشید، بریده بریده به همه آنها پاسخ می‌داد. کم کم این گفتگوی ما توجه عده‌ای از زائران را به خود جلب کرد و عده‌ای با دوربین‌های خود، متعجبانه، حرکت‌ آرام ولی عاشقانه این مرد میانسال عراقی را ثبت کردند. وقتی در پایان گفتگویم با او، از سختی‌های راه پرسیدم و اینکه چه عاملی او را به این راه صعب و دشوار کشانده است، لحظه‌ای از حرکت باز ایستاد و به صورتم خیره شد، از عمق نگاه خسته‌اش می‌شد به صداقت لهجه‌اش که از یک ایمان راسخ حکایت داشت، پی برد، با همان حالت گفت: «محبة الحسین».

دانلود فیلم

دوستان اصرار داشتند چند خطی در مورد زیارت اربعین بنویسم تا کسانی که فرصت همراهی بار کاروان اربعین را نداشتند، نمی از آن یم فیاض محبت حسینی را احساس کنند. هرچند بنده این خواسته دوستان را استجابت می‌کنم، ولی معتقدم جنس زیارت اربعین، با زیارت‌های دیگر ابا عبدالله الحسین(ع) متفاوت است. زیارت اربعین را باید چشید، اصلا نمی‌توان آن را در قالب الفاظ و یا حتی شات‌های دوربین عکاسی یا فریم‌های دوربین تصویر برداری به تصویر کشید.

بگذارید حرف آخر را همین اول بگویم: کسی که زیارت اربعین را درک نکرده باشد، بخشی از معارف ناب حسینی را هیچ‌گاه درک نمی‌کند. اصلا اگر بخواهی بدانی حسین(ع) چه کاره هستی است، باید کوله‌بارت را ببندی و سه روز مسیر نجف تا کربلا را پیاده طی کنی...

پرداختن به همه جنبه‌های این حرکت منحصر به فرد تاریخ بشریت، که همه ساله در ایام نزدیک به اربعین در مسیر‌های منتهی به کربلا، به ویژه مسیر نجف تا کربلا، شکل می‌گیرد، از توان نگارنده و ظرفیت این وجیزه خارج است ولی به قول معروف «آب دریا را اگر نتوان کشید، هم به قدر تشنگی بایدچشید».

شاید برای کسانی که تجربه حضور در سیل خروشان جمعیت پیاده‌ اربعین را نداشته باشند، تصور اینکه میلیون‌ها نفر در طول مدت چند روز، همه با یک هدف، با یک انگیزه، با یک ذکر و به سمت یک مقصد حرکت کنند، کار ساده‌ای نباشد. برای اینکه بتوانی کمی این فضای نورانی را درک کنی، کافی است، عاشورای شهر خودت را تصور کنی. فضای روز عاشورای شهرت را در نظر بگیر، حالا جمعیت را ضرب در یک عدد بزرگ مثل یکصد هزار یا حتی چند صد هزار کن. این کار تنها سیل خروشان جمعیت را برایت مجسم می‌کند. حالا اگر می‌خواهی شور و حال حاکم بر این جمعیت چند میلیونی را درک کنی، شورو عشق مردم را در روز عاشورای شهرت، ضرب در یک عدد بسیار بزرگ‌تر، نزدیک به بینهایت کن! باور کنید اغراق نمی‌کنم.

اگر پا در مسیر پیاده روی اربعین بگذاری، خیلی زود متوجه می‌شوی که تمام اجتماعات شیعیان در سراسر دنیا، نسبت به این اجتماع عظیم، مانند قطره‌ای در میان دریاست. البته این به معنای کوچک بودن اجتماعات میلیونی مردم در ایام عاشورا نیست، بلکه به معنای عظمت این اجتماع در ایام اربعین است(هم از نظر کمیت و میزان افراد، و هم از نظر نورانیت، معنویت و شور و حال حاکم بر فضا). اصلا گویا خود اهل‌بیت(علیهم السلام) چنین طراحی کرده‌اند که در ایام اربعین نبض زمین و زمان در مسیر نجف تا کربلا بزند. و تو به روشنی می‌بینی که اینجا قلب زمین زیر پای زائرانی که بیشترشان به دلیل گرفتگی یاکوفتگی عضلات به سختی گام بر می‌دارند، با تواضع و احترام می‌طپد.

به راستی که اربعین میعاد گاه است. باید حداقل یکبار در این میعادگاه بزرگ حضور بیابی تا معنای ایمان را درک کنی و مصداق ایمان را متجلی(علامات المومن خمس... و زیارت الاربعین...). باور کنید اگر فرصت حضور در این میعادگاه را بیابید، به راحتی متوجه می‌شوید که چرا باید تنها به زائرین اربعین گفت «مومن». اصلا ایمان یعنی چه؟ ایمان یعنی باور عمیق خدا و اولیای او. و کجا بهتر از اربعین می‌توانی خدا را احساس کنی و عظمت کشتی نجات او (حسین) را درک کنی؟

ایمان، یعنی التماس‌های همراه با بغض آن مرد عربی که از اهالی العماره بود و به همراه دو فرزند کوچکش نزدیک به 90 کیلومتر راه را تا مرز چزابه آمده بود تا تعدادی از زائران را با ماشین باری خود که روی آن را با چادر پوشانده بود، برای شام و استراحت به منزل خود ببرد. و زمانی که به تو التماس می‌کرد که به حق حسین(ع) امشب را میهمان ما باش، تو قطرات اشکش را در کنار چفیه‌ای که روی سرش گذاشته و گوشه‌ای از آن را از شدت سرما به صورت خود بسته بود، می‌دیدی.

ایمان، یعنی درخواست‌های التماس گونه «ابومحمد» که به دلیل لهجه غلیظش، هیچ کس حرف او را متوجه نمی‌شد و او مدام به این سو و آن سو می‌دوید تا مسؤل کاروان را پیدا کند و تو وقتی که از دور اصرارهای او را می‌دیدی احساس می‌کردی که به دنبال مسافر است تا ماشینش را پر کند و به سمت نجف راهی شود، ولی وقتی خودت را در مسیر نورانیت و سادگی کلامش قرار می‌دهی، متوجه می‌شوی که او تعدادی ماشین کرایه کرده است تا زائران را به صورت رایگان از مرز چزابه تا نجف ببرند و این همه اصرار و التماس او به این دلیل است که درخواست او را رد نکنی و سوار ماشین دیگری نشوی.

ایمان، یعنی خوشحالی عمیق پیرزنی که تمام هستی‌اش را که چند دانه خرمای آغشته به ارده است، روی یک سینی گذاشته و خود را با ویلچر به میعاد‌گاه پیاده‌روی اربعین رسانده است و با تمام ظرفیت الفاظ به تو التماس می‌کند که از خرمای او برداری و میل کنی؛ و زمانی که تو دست خود را دراز می‌کنی ودانه‌ای از خرمای نه چندان تازه او را بر‌ می‌داری، از عمق وجود خوشحال می‌شود و تو می‌بینی که زیر لب می‌گوید «الحمدلله» و با گوشه چادر عربی‌اش اشکش را پاک می‌کند.

ایمان، یعنی سادگی آن مرد اهل حله که چند زیلوی رنگ و رو رفته را کنار چادر کوچکی که برپاکرده، پهن کرده و بساط چایی ابوعلی‌ش را به راه انداخته و با التماس از زائران می‌خواهد که چند لحظه‌ای روی زیلوی او استراحت کنند و وقتی تو می‌بینی موکب‌های بین راه تقریباً پرشده‌اند و از او آدرس مکانی رابرای استراحت شب جویا می‌شوی، بساط چاییش را داخل چادر می‌ریزد و بی‌درنگ تو را به همراه چند نفر از دوستانت با التماس سوار ماشینش می‌کند تا به خانه‌اش که در ده کیلومتری اینجاست ببرد و وقتی وارد خانه‌ کوچک و محقرش می‌شوی، جوراب‌هایت را با اصرار از پایت خارج می‌کند و می‌شوید، برایت حوله می‌آورد که به حمام بروی، غذای ساده‌ای که برای امشب خود تهیه کرده است، در مقابل تو می‌گذارد و خود مانند غلامی حلقه به گوش می‌ایستد تا کمبودی سر سفره نباشد. تازه زمانی که با اصرار، پاهای خسته تو و دوستانت را ماساژ می‌دهد، تو می‌بینی که با بغضی معصومانه خدا را شکر می‌کندکه توفیق خدمت به زائری را به او عطا کرده است.

ایمان، یعنی‌ لبخندهای مهنّد، آن جوان اهل بصره که دانشجوی کامپیوتر در بغداد است، و وقتی از او می‌پرسی: مگر الان ایام امتحاناتت نیست؟ نگاهی عاقل اندر سفیه به تو می‌اندازد و می‌گوید: امتحان اصلی ما حسین(ع) است. و باز لبخند ‌می‌زند، و تو متوجه نمی‌شوی که لبخندش به کوته‌نگری توست یابه خاطر رضایت از انتخابی که در سر دو راهی حسین(ع) و امتحاناتش کرده است.

ایمان، یعنی قدم‌های آهسته آن پیرمرد نجفی که می‌گفت این بار نهمی است که این مسیر را آمده است ولی این بار چون عمل قلب باز انجام داده است، دکتر او را از آمدن منع کرده است، به همین دلیل دو تا از خواهر زاده‌هایش با یک کوله پشتی پر از قرص و دارو همراهش آمده‌اند، و بعد با حالتی که درست متوجه نمی‌شوی خنده است یا گریه، می‌گوید: ولی توی این سه روز پیاده روی حتی یک قرص هم مصرف نکرده‌ام.

ایمان، یعنی حسرت‌های آن مرد اهل موصل که وقتی بعد از نمازجماعت ظهر و عصر برای استراحت کنار عمود 1123 نشسته‌ای، خودش را به تو می‌رساند و می‌گوید ایرانی‌ها را از صمیم قلب دوست دارد و می‌گوید دو سال در جنگ ایران و عراق حضور داشته ولی به خدا قسم حتی یک ایرانی را نکشته است و چندین سال هم در ایران اسیر بوده است. وقتی از او می‌پرسی که اهل موصل عموماً سنی هستند، او لبخند می‌زند و می‌گوید در ایران مستبصر شده است، و زمانی هم که فرزندانش او را صدا می‌زنند که همراه آنها برود، به آنها اشاره می‌کند و می‌گوید که در میان تمام عشیره‌اش تنها او و فرزندانش شیعه هستند!

و هنگام خداحافظی، که اصلا تمایلی به آن ندارد، می‌گوید: همه ما برادریم، همه ما عراقی‌ها و ایرانی‌ها برادریم، برای اثبات برادریمان همین بس که الان همه ما در این مسیر به سمت کربلا حرکت می‌کنیم. بعد همین طور که دور می‌شود، می‌گوید: اصلا شیعه تا امام حسین(ع) را دارد یک ید واحده است، ایرانی و عراقی و کرد و ترک و اروپایی و هندی و پاکستانی معنا ندارد.

امام حسین ما را دور خود جمع کرده است

ایمان، یعنی برق شادی در چشمان آن کودک فقیری که به همراه پدر و دو برادرش با موتور سه چرخ پدر، چند پارچ آب برای زائرین آورده‌اند و وقتی روی صندلی وسط خیابان می‌ایستد و از تو می‌خواهد که لیوان آب را از دست او بگیری، تو احساس می‌کنی که تمام ظرفیت احساسش را در این لیوان آب به تو هدیه می‌کند.

ایمان، یعنی ابوجاسم، آن پیرمرد 80 ساله بزرگ قبیله که کنار موکب ایستاده و مردم را برای صرف ساندویچ تخم مرغی که آماده کرده‌اند، دعوت می‌کند و به محض ورود هر زائری از جوانانی که در موکب مشغول خدمت هستند، می‌خواهد که او را تحویل بگیرند، و زمانی که تو لحظه‌ای روی صندلی جلوی موکب او می‌نشینی تا نفسی تازه کنی و کفش‌هایت را از پایت در می‌آوری تا پاهایت کمی هوا بخورند، خودش را به تو می‌رساند، خم می‌شود و در مقابل دیدگان مبهوت تو مشغول ماساژ دادن پای تو می‌شود و زمانی که تو قصد داری مانع او شوی، تو را به حق حضرت زینب(س) قسمت می‌دهد که مانع اونشوی، و تو در حالی که حس عجیب خجالت همراه با احترام را در وجود خود احساس می‌کنی و قطرات اشکت را به نشانه اظهار کوچکی در مقابل او از گوشه چشمانت سرازیر می‌کنی، تسلیم می‌شوی؛ تسلیم این همه عشق و ارادت.

ایمان، یعنی سیل خروشان جمعیتی که پهنه‌ای به وسعت بیش از هشتاد کیلومتر را تسخیر کرده‌اند و با گام‌های استوار خود مشق عشق و محبت می‌کنند. و تو زمانی که خود را در میان این سیل جمعیت رها شده می‌بینی و از هر گوشه فریاد «لبیک یا حسین» را می‌شنوی، احساس می‌کنی که دیگر حسین(ع)تنها نخواهد ماند و زیر لب زمزمه می‌کنی : «العجل یا منتقم».

اصلا چرا من بیهوده تلاش کردم تا ذره‌ای از فضای غیرقابل توصیف زیارت اربعین را برای تو به تصویر بکشم؟ زیارت اربعین یعنی خلسه حضور، زیارت اربعین به معنی واقعی کلمه از مصادیق «یدرک و لا یوصف» است. اگر می‌خواهی زیارت اربعین را درک کنی، باید نیت کنی و از امروز تمام برنامه‌هایت رابرای اربعین سال بعد هماهنگ کنی و در تمام مدت یکسال باقی‌مانده از خدا بخواهی که توفیق این زیارت را به تو عنایت کند و وقتی یکبار توفیق حضور در زیارت اربعین را یافتی، احساس می‌کنی که تازه همه چیز شروع شده است و این تو هستی که باید دوباره آغاز شوی...

 

* در مسیر بیش از 85 کیلومتری حرم امیرالمومنین (ع) تا حرم اباالفضل العباس (ع) هر 50 متر تیرک چراغی وجود دارد که بر روی آن شماره ای نصب شده است. مجموع این 1452 تیرک بهترین مقیاس برای تعیین میزان مسیر طی شده توسط افرادی است که به سمت کربلا پیاده می روند.

 

حجت الاسلام والمسلمین علی میری

منبع:رجانیوز، وبلاگ هیئت روضة الشهدا

[ چهارشنبه ٢٠ دی ۱۳٩۱ ] [ ٧:٢۸ ‎ق.ظ ] [ حسن کهریزی ] [ نظرات () ]

اعمال و آداب روز غدیر

روایات سى و یک عمل را در این روز مستحب شمرده‏اند. این تعداد حکم براى یک روز نشان از اهمیت، حساسیت و عظمت آن دارد. در اسلام براى هیچ روزى، هر چند بسیار مهم و مقدس، این تعداد حکم ارائه نشده است. در برخى از روزهاى مهم مانند فطر و قربان، عرفه و مباهله اعمال متعددى مستحب شمرده شده، ولى اگر همه آنها را به یکدیگر ضمیمه کنیم، با مستحبات غدیر برابرى نمی‏کنند.

آداب و اعمال غدیر

برای روز غدیر در هر زمینه‏اى عملى وارد شده، اعمالى جامع و بى کم و کاست؛ از عمل عبادى تا برنامه سیاسى همایش و طرح اقتصادى ایجاد مساوات همه در فقه غدیر گرد آمده است. گستردگى و غناى این اعمال چنان است که مى‏توان گفت در آینه غدیر کمال دین تجلى یافته است.

1. توسعه زندگى

* عَلِیَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا ع عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع: عُودُوا رَحِمَکُمُ اللَّهُ بَعْدَ انْقِضَاءِ مَجْمَعِکُمْ بِالتَّوْسِعَةِ عَلَى عِیَالِکُمْ

امیر المؤمنین‌ع پس از خطبه‌ای که در اجتماع روز غدیر خواندند فرمودند: خدا رحمتتان کند با پایان یافتن این اجتماع که به خانهایتان بر می گردید، برای اهل و عیال خود گشایشی داشته باشید و در زندگی آنها توسعه ای دهید. (إقبال الأعمال، ج‏1، ص: 462)

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ ] [ حسن کهریزی ] [ نظرات () ]

نرم افزار "خانواده برتر،تربیت فرزندبهتر"منتشر شد

 

 

نرم افزار "خانواده برتر، تربیت فرزند بهتر" که از مجموعه سخنرانی های استاد پناهیان با موضوع خانواده و تربیت گردآوری شده است.مجموعه بسیار ارزشمندی است بخصوص برای خانواده هایی که نگران تربیت صحیح فرزند خودشان هستند و هم برای خانواده هایی که خانواده برتری داشته باشند. سلسله بحث های استاد پناهیان در برنامه تلویزیونی "سمت خدا" در این مجموعه اضافه شده است.

برای تهیه محصولات بیان معنوی می توانیدبا شماره سفارشات موسسه بیان معنوی که در زیر آمده تماس بگیرید و یا به سایت فروشگاه اینترنتی موسسه مراجعه کنید.

 

 

 تلفن سفارشات:77650576 -021

 

فروشگاه اینترنتی موسسه بیان معنوی: www.bayancenter.ir

 

 دریافت فهرست و سرفصل جلسات خانواده برتر تربیت فرزند برتر

سایز: 767 کیلوبایت

156 جلسه سخنرانی‌های استاد پناهیان
- فهرست موضوعات-

تربیت فرزند و تربیت دینی

1.نهال ولایت در نهاد خانواده

2.نقش ادب در تربیت اسلامی

3.راه تسهیل انتقال مفاهیم دینی به کودکان و نوجوانان

4.تربیت برای حرکت به سمت خدا

5.نگاهی به تربیت دینی

6.خانواده متعالی

7.هدایت و تربیت

8.اولین قدم برای معرفی دین

9.آثار تربیتی عزای حسین(ع)

10.لطافت عقل

11.فرهنگ مهربانی

زندگی مشترک و روابط زن و مرد

12.کلید طلایی زندگی مشترک

13.چهار اصل برای افزایش محبت در زندگی مشترک

14.انتخاب آسمانی و زندگی مشترک

15.زن و مرد، رابطه‌ها و ضابطه‌ها

16.نقش پنهان زن (1)

17.نقش پنهان زن (2)

18.عاطفه، امتیاز زن

19.ارزش پدر بودن

20.شاید به این دلیل، حضرت معصومه(س) ازدواج نکردند

21.زن و نیاز به سرپرست

22.اهمیت نقش‌پذیری در دنیا

فرهنگ و اصلاح جامعه

23.تأثیر فراوان زنان در فرهنگ‌سازی

24.اصلاح جامعه

25.مؤمن مبلغ

26.فرهنگ مهربانی

 

 

[ شنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ ] [ حسن کهریزی ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

این وبلاگ با هدف نشر معارف اسلامی با محوریت امام حسن مجتبی علیه السلام از سال 82ایجاد شده است
آخرين مطالب
امکانات وب
موسسه بیان معنوی

وصیتنامه شهدا

گفتگوي زنده

صوت وبلاگ

 

آمار عاشقان بقيع


لینک های مفید
پيوندهای روزانه

موضوعات وب
لینک های مفید