« غدیر در کلام امام خامنه ای »

قضیه‌ى امامت و ولایت آنچنانى که در تاریخ اسلام هم مشخص است، معلوم است، یک قضیه‌ى الهى است. این جور نیست که پیغمبر اکرم با محاسبه‌ى شخصى خود، امیرالمؤمنین را انتخاب کرده باشد؛ اگرچه همه‌ى محاسبات شخصى هم هر کسى را به همین نتیجه میرساند که جانشین پیغمبر على است؛ اما اقدام پیغمبر، یک اقدام الهى بود. از اوائل بعثت، آن وقتى که پیغمبر اکرم خود را در مکه بر قبائل گوناگون عرب عرضه کرد، اسلام را بر آنها عرضه کرد - که این یک ماجراى مفصلى است در تاریخ قبل از هجرت، در اوائل بعثت - به این قبیله رفت، به آن قبیله رفت، رئیس یکى از قبائل که در تاریخ مشخص شده است - اینها جزو مسلّمات تاریخ است و مسئله‌ى شیعه و سنى در بیان این وقایع نقشى ندارد؛ خود برادران اهل سنت این را نقل کرده‌اند - به پیغمبر عرض کرد که ما حاضریم دسته‌جمعى به اسلام ایمان بیاوریم، به یک شرط؛ آن شرط این است که بعد از تو، این کار در اختیار ما باشد؛ رئیس قبیله‌ى ما بشود جانشین تو. در تاریخ دارد که پیغمبر در پاسخ این شخص فرمود: نه، «هذا امر سماوىّ»؛ این یک مطلبى است که در اختیار من نیست؛ این آسمانى است، در اختیار خداست. آنها هم ایمان نیاوردند و رفتند. پس مسئله‌ى خلافت پیغمبر بر اساس وحى الهى است؛ بر اساس اراده‌ى پروردگار است، دست پیغمبر هم نبود. اما اگر پیغمبر اکرم میخواست انتخاب بکند، چه کسى را باید انتخاب بکند؟ آن کسى باید قاعدتاً مورد گزینش نبى مکرم قرار بگیرد که همه‌ى معیارهاى اساسى اسلام در او در حد کامل باشد. خب، حالا امیرالمؤمنین را همه‌ى مسلمانان عالم در محاسبه‌ها بسنجند - درست است که احادیث گوناگونى در فضیلت برخى از صحابه نقل شده است - معیارها را نگاه کنند، پهلوى هم بگذارند، ردیف کنند، اینها را با قرآن و با سنت مسلّم مقایسه کنند، ببینند چه کسى برگزیده خواهد شد. علم امیرالمؤمنین، که علم یکى از معیارهاست؛ پیغمبر اکرم درباره‌ى امیرالمؤمنین طبق نقل همه‌ى مسلمانان - شیعه و سنى - میفرمود: «انا مدینة العلم و علىّ بابها»،(5) از این بالاتر چه شهادتى؟ درباره‌ى جهاد امیرالمؤمنین، خداى متعال: «و من النّاس من یشرى نفسه ابتغاء مرضات اللَّه»،(6) آیه نازل شده است در مورد مجاهدت امیرالمؤمنین و ایثار امیرالمؤمنین؛ درباره‌ى کس دیگرى این آیه نازل نشده است. درباره‌ى انفاق امیرالمؤمنین: «و یطعمون الطّعام على حبّه مسکینا و یتیما و اسیرا»؛(7) امیرالمؤمنین و خاندان مکرم نزدیک او مشمول این آیه‌اند. «انّما ولیّکم اللَّه و رسوله و الّذین امنوا الّذین یقیمون الصّلاة و یؤتون الزّکاة و هم راکعون».(8) همه گفته‌اند این، درباره‌ى امیرالمؤمنین است. این معیارها - معیارهاى متعددى که در اسلام، معیار برگزیدگى است، معیار برترى است - از علم و تقوا و انفاق و ایثار و جهاد و بقیه‌ى معیارهائى که در اسلام وارد شده است، همه و همه، یکى یکى با امیرالمؤمنین تطبیق میکند. کیست که بتواند این چیزها را در على بن ابى‌طالب (علیه‌السّلام) انکار کند؟
دعوت ما از همه‌ى مسلمانان عالم این است که این حقائق را مورد تأمل قرار بدهند. ما در عالم وحدت امت اسلامى هیچ اصرارى نداریم که یک فرقه عقائد یک فرقه‌ى دیگر را حتماً قبول کنند؛ نه، وحدت به معناى این نیست. وحدت به معناى این است که با عقائد مختلف، شعب مختلف، مشترکات را بگیرند، موارد محل اختلاف را وسیله‌ى برادرکشى و جنگ و دشمنى قرار ندهند؛ مسئله‌ى وحدت این است  .
اما به عنوان بیان حقیقت و طلب حقیقت، این یک درخواست منطقى است از همه‌ى مسلمانان: بروند تحقیق کنند، ملاحظه کنند، آنچه را که محققین شیعه نوشتند، علماى بزرگ شیعه در زمان خود ما جمع کردند، نوشتند، تحقیق کردند، در دنیاى اسلام آنها را عرضه کردند، نوشته‌ى آنها مورد تقدیر علماى اسلام، روشنفکران اسلام، برجستگان اسلام قرار گرفته است، اینها را ملاحظه کنند؛ خودشان را محصور نکنند، محروم نکنند. کتابهاى مرحوم سید شرف‌الدین عاملى (رضوان اللَّه علیه)، کتاب شریف الغدیر تألیف علامه‌ى امینى، اینها حقایقى است که جمع شده است. مسئله‌ى غدیر یک مسئله‌ى مسلّم تاریخى است. در ده‌ها کتاب، مرحوم امینى ده‌ها طریق از طرق اهل سنت را نقل میکند که ماجراى غدیر را به همین شکل که ما نقل میکنیم، نقل کرده‌اند. این چیزى نیست که فقط در کتابهاى ما باشد  .

 

 

در واقعه‌ى غدیر، درسهاى بزرگى وجود دارد: اوّلاً این واقعه جزو وقایع مسلّم تاریخ اسلام است. این‌طور نیست که فقط شیعه حدیث غدیر را نقل کرده باشد. در بین علما و محدّثان اهل سنّت، تعداد بسیارى این حدیث را نقل کرده‌اند و همان‌طور که شیعه این حادثه را بیان کرده است، آنها هم بیان کرده‌اند. فهم علما و دانشمندان - همانند فهم خود حضّار آن حادثه - از این عمل پیغمبر، که دست امیرالمؤمنین را بلند کرد و فرمود:«من کنت مولاه فهذا على مولاه»(125) این بود که پیغمبر، امیرالمؤمنین را براى جانشینىِ خود نصب کرد. نمى‌خواهیم وارد مسأله‌ى شیعه و سنّى و اختلافات و درگیریهاى اعتقادى شویم - دنیاى اسلام تا امروز هرچه از دعواى شیعه و سنى کشیده، بس است! - ولى معرفتى که در این کلام عمیق پیغمبر وجود دارد، باید درست فهمیده شود؛ پیغمبر امیرالمؤمنین را منصوب کرد.
پیغمبر براى این مبعوث شده بود که مردم را تعلیم دهد و تزکیه کند؛ «یعلّمهم الکتاب و الحکمة و یزکّیهم»؛(126) یا در جاى دیگر «یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمة».(127) باید انسانها، هم آموزش داده شوند و هم تزکیه شوند، تا این کره‌ى خاکى و این جامعه‌ى بزرگ بشرى بتواند مثل یک خانواده‌ى سالم، راه کمال را طى کند و از خیرات این عالم بهره‌مند شود. هدف همه‌ى نبوّتها و بعثتها این است. هرکدام از انبیا به نبوّت مبعوث شدند، این اقدام بزرگِ تعلیم و تربیت را تا آن حدّى که امکانات زمان اجازه مى‌داد، پیش بردند؛ اما دین خاتم و نبىّ خاتم باید این حرکت عظیم الهى را ابدیّت بخشد؛ چون پیغمبرِ دیگرى مبعوث نخواهد شد تا بشر به آن سر منزل نهایى خود در این عالم - که زندگى در کره‌ى خاکى و در خانواده‌ى بشرى، باید همراه با صلح و صفا و عدالت و با بهره‌مندى از خیرات عالم باشد - نزدیک شود و بالاخره به آن برسد. چگونه مى‌شود بشریت را به آن سرمنزل نهایى نزدیک کرد؟ آن وقتى که این تربیت مستمر باشد. باید تعلیم و تربیت مستمرّى از موضع حکومت و قدرت سیاسى - آن هم قدرت سیاسىِ کسى مثل پیغمبر؛ یعنى معصوم - این جامعه‌ى بشرى را بتدریج پیش ببرد و تربیت کند و ناهنجاریها را در میان آنها کاهش دهد تا بشریت بتواند به آن نقطه‌اى که شروع زندگى سعادتمندانه‌ى همه‌ى انسانهاست - که ما آن دوره را، دوره‌ى حضرت ولىّ‌عصر ارواحنافداه مى‌دانیم - برسد. دوره‌ى ولىّ‌عصر ارواحنافداه، دوره‌ى آغاز زندگى بشر است؛ دوره‌ى پایان زندگى بشر نیست. از آن‌جا حیات حقیقى انسان و سعادت حقیقى این خانواده‌ى عظیم بشرى تازه شروع خواهد شد و استفاده از برکات این کره‌ى خاکى و استعدادها و انرژیهاى نهفته در این فضا، براى انسان - بدون ضرر، بدون خسارت، بدون نابودى و ضایع کردن - ممکن خواهد شد. درست است که امروز بشر از چیزى استفاده مى‌کند، اما به یک چیز دیگر ضرر مى‌زند. امروز نیروى اتم را کشف مى‌کند، اما نیروى اتم را براى نابودى انسان به کار مى‌برد؛ نفت را از اعماق زمین استخراج مى‌کند، اما این نفت در راه تضییع و تخریب محیط زیست انسان به کار مى‌رود؛ کمااین‌که در این صد سال اخیر این‌گونه بوده است. بشر نیروهاى محرّکه و انرژیهاى پنهان و قوّه‌ى بخار و سایر نیروها را کشف مى‌کند،اما انسانها را به انواع و اقسام گرفتاریهاى جسمانى از ناحیه‌ى این مشکلاتى که زندگى مادّى براى انسانها به وجود مى‌آورد، آلوده مى‌کند. به بشر سرعت و سهولت داده مى‌شود؛ اما خیلى چیزها از او گرفته مى‌شود. از آن طرف هم تخریب ارزشهاى اخلاقى است که امروز انسان دچار آنهاست؛ لیکن در دوران ظهور حضرت بقیةاللَّه ارواحنافداه قضیه این‌گونه نیست. بشر از خیرات عالم، از انرژیهاى پنهان و از نیروهاى نهفته در طبیعت، استفاده‌ى بى‌ضرر و بى‌خسارت مى‌کند؛ استفاده‌اى که مایه‌ى رشد و پیشرفت انسان است. همه‌ى پیغمبران آمده‌اند تا ما را به آن نقطه‌اى برسانند که زندگى بشر تازه شروع مى‌شود. پیغمبر خاتم اگر بخواهد انسانها را به مقتضاى دین خاتم به این‌جا برساند، باید چه کار کند؟ باید این تربیتى که او ارزانى انسانها کرده است، مستمر و طولانى باشد و چندین نسل را پى‌درپى شامل شود. خود پیغمبر اکرم که از دنیا خواهد رفت - «انّک میّت و انّهم میّتون»(128) - پس باید کسى را نصب کند که بعد از خود او دقیقاً همان راه و همان جهت و همان شیوه‌ها را مورد استفاده قرار دهد، و او على‌بن‌ابى‌طالب است. معناى نصب غدیر این است.
اگر آن روز امّت اسلامى، نصب پیغمبر را درست و با معناى حقیقىِ خودش درک مى‌کرد و تحویل مى‌گرفت و دنبال على‌بن‌ابى‌طالب علیه‌السّلام راه مى‌افتاد و این تربیت نبوى استمرار پیدا مى‌کرد و بعد از امیرالمؤمنین هم انسانهاى معصوم و بدون خطا، نسلهاى بشرى را مثل خودِ پیغمبر، پى‌درپى زیر تربیت الهىِ خویش قرار مى‌دادند، بشریت بسیار زود به آن نقطه‌اى مى‌رسید که هنوز به آن نقطه نرسیده است. علم و فکر بشرى پیشرفت مى‌کرد؛ درجات روحى انسانها بالا مى‌رفت؛ صلح و صفا در بین انسانها برقرار مى‌شد و ظلم و جور و ناامنى و تبعیض و بى‌عدالتى از بین مردم رخت برمى‌بست. این‌که فاطمه‌ى زهرا سلام‌اللَّه‌علیها - که در آن زمان عارف‌ترین انسانها به مقام پیغمبر و امیرالمؤمنین بود - فرمود اگر دنبال على راه مى‌افتادید، شما را به چنین سرمنزلى هدایت مى‌کرد و از چنین راهى مى‌برد، به همین خاطر است. ولى بشر زیاد اشتباه مى‌کند.

 

 

 

 

 

در مورد امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاة والسّلام، همه‌ى کسانى که از روى مدارک با حالات آن بزرگوار آشنایى دارند، باید اقرار کنند که امیرالمؤمنین علیه الصّلاة والسّلام، به واسطه‌ى غدیر به شخصیت والاى خود نرسید. غدیر چیزى نبود که گوهر نایاب امیرالمؤمنین علیه الصّلاة والسّلام را شکل دهد. غدیر، نتیجه‌ى فضایل، مزایا و کمالات آن حضرت بود. البته افتخار برخوردارى از فرمان الهى، از نصب پیغمبر و از بیعت مؤمنین و صحابه، افتخار بزرگى است. اما بزرگتر از آن، خصوصیاتى است که در این انسان والا و بى‌نظیر وجود داشت، که به چنین حادثه و دستور نصبى از طرف پروردگار منتهى شد. خودِ حادثه‌ى غدیر هم، داراى ابعاد بسیارى است. حقیقتاً مسلمین عالم مى‌توانند از همین حادثه، وسیله‌اى

 

براى رشد و هدایت وافى و کامل همه‌ى جهان اسلام پیدا کنند. هیچ کس هم وقوع این حادثه و صدور آن کلمات را از نبىّ مکرم اسلام منکر نشده است.
مثل چنین روزى، در آن موقعیت مهم و حسّاس که پیغمبر اکرم، علیه و على آله الصّلاة والسّلام، آخرین ماههاى حیات مبارک خود را مى‌گذراند، امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاة والسّلام را به ولایت - یعنى سرپرستى مسلمین - و به حکومت - یعنى مدیریّت جامعه‌ى اسلامى - نصب فرمود. ولایتى که در این‌جا مورد نصب و محلّ اشاره‌ى پیغمبر اسلام قرار گرفته، صرفاً آن ولایت کلّیه‌ى الهیّه‌ى معنوى که مبتنى بر عناصر دیگرى است، نیست. بلکه یک امر الهى و یک فرمان آسمانى و ملکوتى است، که با این بیان تشریعى نبوى که فرمود «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذَا عَلِىٌ‌ّ مَوْلاهُ»،(11) قابل نصب و جعل نیست. این بیان پیغمبر که ولایت را به امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام سپرد، مبیّن نصب تشریعى است و به معناى حکومت، مدیریّت جامعه‌ى اسلامى و ولایت امر مسلمین است که البته با ولایت کلیّه‌ى الهیّه که در وجود مقدس پیغمبر و ائمّه‌ى هدى علیهم‌السّلام وجود داشت، همراه است. آن ولایت به آن معنا، در ائمّه‌اى هم که به ولایت ظاهرى نرسیدند وجود داشت. ولایتى که از آنِ امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام و منصوب پیغمبر بود ولایت سیاسى بود. همان معنایى که ذات اقدس پروردگار آن را به وسیله‌ى پیغمبر اکرم در اسلام به وجود آورد و جعل کرد، و با آن معلوم شد که اسلام در ردیف والاترین احکام و مقرّرات خود، مسأله‌ى حکومت و ولایت و سرپرستىِ امّت را دارد. اگر کسى از این بُعد به موضوع غدیر نگاه کند، بسیارى از اشتباهاتى که متأسفانه در طول قرنها در اذهان وجود داشته است، باید براى او زایل شود.

 

 

 

امیدواریم خداوند به ما توفیق ببخشد که به معناى حقیقى کلمه، رهسپار راه «ولایت» که امروز در معارف و حیات تاریخى اسلام تثبیت شده است به حساب آییم.
در باب غدیر، انسان از ابعاد گوناگونى مى‌تواند نظر بیندازد و بهره‌ى معنوى و فکرى بگیرد. یکى، اصل و موضوع «ولایت»، به عنوانِ استمرار نبوّت است. این، موضوع مهمّى است. نبوّت عبارت است از گزاردن پیغام پروردگار در میان بشر در برهه‌اى از زمان و تحقق اراده‌ى الهى به وسیله‌ى شخصى که مبعوث و برگزیده‌ى پروردگار است. بدیهى است این دوره هم تمام مى‌شد و مى‌گذشت. که: «انّک میّت و انّهم میّتون.»(18) امّا این حادثه‌ى الهى و معنوى، با رفتن پیغمبر، منقطع نمى‌شود؛ بلکه هر دو جنبه‌اش باقى مى‌ماند. یکى جنبه‌ى اقتدار الهى، حاکمیّت دین و اراده‌ى پروردگار در میان بشر است. انبیا مظهر، اقتدار پروردگار در میان بشر بودند. انبیا که نیامدند مردم را فقط نصیحت کنند. نصیحت و تبلیغ، بخشى از کار پیغمبران است. پیغمبران همه آمدند تا جامعه‌اى را بر اساس ارزشهاى الهى به وجود آورند؛ یعنى در واقعیتِ زندگىِ مردم تأثیر بگذارند. بعضى توانستند و مبارزاتشان به نتیجه رسید؛ بعضى هم نتوانستند. این جنبه از زندگى پیغمبر که مظهر قدرت خدا در زمین و در میان بشر و مظهر حاکمیّت و ولایت الهى در میان مردم است، استمرار پیدا مى‌کند؛ براى این‌که معلوم شود، دین در هیچ زمانى نمى‌تواند اثر خود را ببخشد، مگر این‌که زمامدارى، حاکمیّت و اقتدار، در آن وجود داشته باشد.
جنبه‌ى دومِ موضوع که آن هم به همین اندازه مهمّ است، این است که حال که این حاکمیّت، با رفتن نبى قطع نمى‌شود و استمرار پیدا مى‌کند، نمى‌تواند یک حاکمیّت برهنه و بى‌نصیب از معنوّیات پیغمبر باشد. درست است که پیغمبر داراى مقام ممتازِ استثنایى است و هیچ کس دیگر با او مقایسه نمى‌شود؛ امّا استمرار وجود او، باید متناسب با او باشد. ارزشهاىِ وجود مقدّس پیغمبر، باید در کسى که استمرار وجود اوست به قصد ظرفیّت آن شخص، حفظ شود. در آن دوره و فصل مهم از تاریخ نبوّت و ولایت، که بایستى معصوم مى‌بود تا انحراف پیش نیاید، جز در وجود مقدّس امیرالمؤمنین، على‌بن‌ابى‌طالب علیه‌السّلام، چنین چیزى متحقّق و متبلور نبود. ماجراى غدیر، این دو چیز را با هم، در تاریخ اسلام ثبت کرده است. لذا، این یک بُعد از مسأله‌ى غدیر است. یک بُعد دیگر، شخصیتِ خودِ امیرالمؤمنین است. بعد دیگر، اهتمام نبى اکرم به مسائل بعد از وفات خودشان است

 

 

ارتباط قلبى ما شیعیان با واقعه‌ى غدیر، ارتباط مستحکم و برجسته‌اى در دنیاى اسلام است، ولى حقیقت این است که مسأله‌ى غدیر در محتوا و روح حقیقى خود فقط متعلق به شیعیان نیست بلکه به همه‌ى دنیاى اسلام تعلق دارد. چون حادثه‌ى غدیر برخاسته از روح و مضمون حقیقى اسلام است. این‌که خداى متعال به پیغمبر اکرم - با آن همه مجاهدتها - حدود هفتاد روز قبل از وفاتش بفرماید که «یا ایّها الرسول بلّغ ما انزل الیک من ربّک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته»(221)، آنچه را که به تو دستور دادیم، به مردم برسان و اگر نرسانى، رسالت خود را انجام نداده‌اى، نشاندهنده‌ى این است که روح و مضمون حقیقى اسلام در واقعه‌ى غدیر وجود دارد.

دو مطلب در غدیر هست: یکى تعیین امیرالمؤمنین على‌بن‌ابى‌طالب علیه‌الصّلاةوالسّلام است و دیگرى آن معیارهایى است که نبى اکرم صلّى‌اللَّه‌علیه‌واله‌وسلّم در بیان علت و فلسفه‌ى تعیین امیرالمؤمنین در خطبه‌ى غدیر بیان مى‌فرماید. این حرکت بزرگ و تاریخ‌ساز، یعنى نصب امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام متکى به ملاکهایى است و این کار، مفهومى دارد. اگرچه ولایت یک امر سیاسى است، اما همه‌ى مضمون ولایت در سیاست خلاصه نمى‌شود. این ولایت، پرتوى از ولایت ذات مقدّس پروردگار است. این ولایت، ناشى از حضور ولایت الهى در وجود امیرالمؤمنین است، همچنان‌که در وجود پیامبر مکرّم اسلام بود. این ولایت، فرعى از آن اصل و میوه‌اى از آن ریشه است. لذا از آن به «ولایت» تعبیر شده است. ولایت در حقیقت به معناى پیوند، ارتباط و اتصال است. آن کسى که منصوب به این مقام است، برخلاف حکام و فرمانروایان عالم، فقط یک فرمانروا یا یک سلطان و یک حاکم نیست بلکه یک ولى است، به مردم نزدیک است، به آنها پیوسته است و مورد اتکاى دل و جان مردم است. این معنا در امیرالمؤمنین و در ائمه‌ى معصومین علیهم‌السّلام وجود دارد. بعد از دوران حضور ائمه هم اگر پرتوهاى ضعیفى از این حقیقت در جایى پیدا شود، ولایت در آن‌جا شکل مى‌گیرد. حقیقت و معناى واقعىِ امر این است. لذا نبى‌اکرم در بیان صفات امیرالمؤمنین مى‌فرماید: «اعدلکم فى الرعیة»(222)، او عادل‌ترین شما در بین مردم است. هم عدالت درونى و معنوى و فردى امیرالمؤمنین مراد است و هم عدالت رفتارى و عدالت اجتماعى او. اینها چیزهایى است که در زبان به آسانى مى‌شود بیان کرد، اما در تحقق و تبلور در عمل است که انسان به عظمت این حقیقت و کسانى که تجسم این حقیقت بوده‌اند، پى مى‌برد. عدالت به معناى واقعى کلمه در وجود امیرالمؤمنین، در رفتار او، در تقواى او و در توجه او حضور دارد. در رفتار بیرونى او هم عدالت تجسم پیدا مى‌کند. امروز بعد از گذشت قرنها، اگر بخواهیم عدالت را تعریف کنیم و آن را در ضمن مثال و نمونه بیان کنیم، هیچ مثالى رساتر و گویاتر از رفتار امیرالمؤمنین علیه‌السّلام نمى‌توانیم پیدا کنیم. این است که نبى‌اکرم او را به امر پروردگار و با نصب الهى به مردم معرفى و به مقام ولایت منصوب مى‌کند. این یک حقیقت اسلامى است. این کجا و این‌که کسى معتقد باشد که هر ظالمى با هر شیوه و رفتار بازیگرانه‌اى توانست زمام قدرت را در دست بگیرد، مردم باید از او اطاعت کنند، کجا؟! این اسلام است یا آن؟
!

لذا مسأله‌ى غدیر با این مضمون والا متعلق به همه‌ى مسلمانهاست، چون به معناى حاکمیت عدل، حاکمیت فضیلت و حاکمیت ولایت‌اللَّه است. اگر ما هم بخواهیم حقیقتاً از متمسکین به ولایت امیرالمؤمنین باشیم، باید خودمان و محیط زندگیمان را به عدل نزدیک کنیم. بزرگ‌ترین نمونه این است که هرچه بتوانیم، استقرار عدل کنیم. چون دامنه‌ى عدالت نامحدود است. هرچه بتوانیم عدل را در جامعه بیشتر مستقر کنیم، شباهت ما به امیرالمؤمنین و تمسک ما به ولایت آن بزرگوار بیشتر خواهد شد.

 

 

منبع:بصیرت

/ 4 نظر / 18 بازدید
ایمان

سلام حسن وبلاگت جالبه ،منم یه دیکشنری آنلاین ساختم که متنم ترجمه میکنه خیلی روش زحمت کشیدم،بد نیست اگه یه سری بهش بزنی اگه هم ازش خوشت اومد ممنون میشم اگه بهش لینک بدی تا اگه نیاز داشتی هم خودت ازش استفاده کنی هم دوستات . شاد باشی

پيوند سراي نقدنيوز

سلام هموطن عزيز با افتخار پيوند سراي نقدنيوز راه اندازي شد تا گامي ديگر جهت حمايت از فعالان حوزه سايبر برداشته شود. پيوند سراي نقدنيوز اين امكان را به شما مي دهد تا مطالب مندرج در سايت ها و وبلاگ ها و همچنين لينك هاي مورد علاقه خود را در سراسر فضاي سايبر به اشتراك بگذاريد تا مطالب شما بيشتر ديده شود. به اجتماع ما بپيونديد تا بتوانيد: * لينك مطالب وبلاگ خود يا هر سايت و وبلاگ ديگري را ارسال كنيد * به مطالب جذاب راي دهيد * گروه بسازيد و به گروه هاي ديگران بپيونديد * مطالب را تحت گروه ها با ديگران به اشتراك بگذاريد * لينك هاي جالب را در حساب كاربري خود ذخيره كنيد و براي هميشه نگه داريد * راي هاي خود را دنبال كنيد و نظرات ديگران را جويا شويد آموزش استفاده از پيوند سراي نقدنيوز : http://naghdnews.ir/news-analytics/news-analytics/6539-linkbox.html پيوند سراي نقدنيوز : http://naghdnews.ir/link http://naghdnews.ir/link [گل][گل][گل][گل]

پيوند سراي نقدنيوز

سلام هموطن عزيز با افتخار پيوند سراي نقدنيوز راه اندازي شد تا گامي ديگر جهت حمايت از فعالان حوزه سايبر برداشته شود. پيوند سراي نقدنيوز اين امكان را به شما مي دهد تا مطالب مندرج در سايت ها و وبلاگ ها و همچنين لينك هاي مورد علاقه خود را در سراسر فضاي سايبر به اشتراك بگذاريد تا مطالب شما بيشتر ديده شود. به اجتماع ما بپيونديد تا بتوانيد: * لينك مطالب وبلاگ خود يا هر سايت و وبلاگ ديگري را ارسال كنيد * به مطالب جذاب راي دهيد * گروه بسازيد و به گروه هاي ديگران بپيونديد * مطالب را تحت گروه ها با ديگران به اشتراك بگذاريد * لينك هاي جالب را در حساب كاربري خود ذخيره كنيد و براي هميشه نگه داريد * راي هاي خود را دنبال كنيد و نظرات ديگران را جويا شويد آموزش استفاده از پيوند سراي نقدنيوز : http://naghdnews.ir/news-analytics/news-analytics/6539-linkbox.html پيوند سراي نقدنيوز : http://naghdnews.ir/link http://naghdnews.ir/link [گل][گل][گل][گل]

iman

سلام حسن خوبی ، اگه یادت باشه یه بار دیگه هم در وبلاگت نظر گذاشته بودم و در مورد دیکشنری گفتم . امروزم واست یه چیز غافل گیر کننده تو بلاگم دارم . بیا ببین ، خیلی باحاله . شاد باشی راستی بهار داره نزدیک میشه...