چرا نه ربیع مهم است؟

به نام خدا

چرا نه ربیع مهم است؟

علی میری

همین ابتدای کار (بدون اینکه هیچ موضع موافق یا مخالفی داشته باشی) خودت را بگذار جای یکی از استراتژیست‌هایی که به صورت متمرکز روی برنامه ایران کار می‌کند. این کار را کردی؟! خب، حالا خوب فکر کن؛ فکر کن می‌خواهی برای مقابله با پیشرفت‌های روزافزون ایران، که مسؤولین بالادستی تو هیچ دل خوشی از این پیشرفت‌‌ها ندارند، طرحی را به سرویس اطلاعاتی‌ای که در آن مشغول خدمت هستی ارائه کنی.

خودت هم می‌دانی که تمام حرف‌ها و شعارهایی که رؤسای جمهور کشور تو و چند کشور دیگر مبنی بر تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای، سر می‌دهند، برای رد گم کردن است. شما اصلاً چه کار به پیشرفت‌های هسته‌ای و نانو و زیست فناوری و فناوری اطلاعات و سیستم‌های رایانه‌ای و سلول‌های بنیادین و فضایی و ... ایران دارید؟ مشکل شما گفتمان ایران است که روز به روز بیشتر و بهتر در میان مردم سایر کشورها، به ویژه کشورهای اسلامی، شنیده می‌شود. اصلاً شما مانده‌اید که چطور می‌شود شما این‌همه در کشورهای اسلامی هزینه‌ می‌کنید و برایشان سوغات دموکراسی می‌برید ولی بازهم این ایران است که قلوب مردم این کشورها را تسخیر می‌کند؟! مشکل شما این است که ایران پشت مرزهای اسرائیل خیمه زده است و هرچه شما فشارتان را بر کشورهای منطقه برای قطع تمام مراوداتشان با ایران بیشتر می‌کنید، بازهم مردم این کشورها ولع بیشتری برای برقراری ارتباط با ایران دارند و بیشتر دوست دارند که تجربه ایران را در مبارزه با کشورهای غربی در کشور خودشان بیازمایند.

حالا خوب فکر کن! البته به این نکته هم توجه داشته باش که ایران تنها منافع کشور متبوع تو و سایر هم‌پیمانانش را تهدید نمی‌کند، بلکه ایران اساس وجود شما را نشانه رفته است. مشکل شما با ایران این نیست که ایران مانع دستیابی شما به منابع غنی نفت و گاز خودش شده و الان هم تلاش می‌کند که اجازه ندهد به منابع نفتی سایر کشورها هم دست‌اندازی کنید. نه، مشکل شما این است که در گفتمانی که ایران مروج آن است، اساساً جایی برای شما وجود ندارد. ایران صراحتاً اعلام کرده که هیمنه استعماری دنیای غرب دیگر نباید مجالی برای حیات داشته باشد.

حالا خوب فکر کن! البته این نکته را هم در نظر داشته باش که راه‌های مختلفی را هم تاکنون آزموده‌اید، از حمله و تحریم نظامی گرفته، تا طراحی کودتا و تحریم‌های سخت اقتصادی، از ترور و ایجاد آشوب در خیابان‌های تهران گرفته، تا تهدیدهای مکرر به حمله نظامی، از بلوکه کردن پول‌های ایران در بانک‌های اروپایی و آمریکایی گرفته تا آدم ربایی و طراحی سناریو‌های پیچیده اطلاعاتی و این اواخر هم که نبرد سایبری را چند باری امتحان کردید.

حالا خوب فکر کن! برای اینکه بتوانی خوب فکر کنی، به گزارش‌هایی هم که به صورت روزانه و هفتگی از سرویس‌های اطلاعاتی به دستت می‌رسد نگاهی بینداز. البته می‌دانم تو نمی‌توانی تحلیل درستی از شرایط ایران داشته باشی، چون هرچه منابع اطلاعاتی شما از اوضاع ایران مخابره می‌کنند، برعکس در می‌آید. اصلاً شما نمی‌دانید که عوامل اطلاعاتی شما در داخل ایران، واقعاً کارمند شما هستند یا نیروی وزارت اطلاعات ایران؟! به عنوان مثال، همین چند سال پیش بود که شما بعد از انتخابات ریاست جمهوری ایران، با تکیه بر اطلاعاتی که سرویس‌های اطلاعاتی شما در اخیارتان گذاشته‌ بودند، تمام قد و بدون رعایت شؤون دیپلماتیک وارد میدان شدید و اعلام کردید که باید کار ایران را یکسره کرد. حتی برای حمایت از معترضان داخلی ایران، چندین کنفرانس و نشست بین‌المللی هم تشکیل دادید و حتی قطعنامه شورای امنیت هم صادر کردید، ولی باز در عین ناباوری شاهد بودید که مردم ایران در اجتماعی میلیونی در 30 دسامبر 2009 (9 دی 1388) تمام برنامه‌ها و نقشه‌های شما را نقش بر آب کردند.

حالا خوب فکر کن! شما که دیگر امیدی به همراهی مردم ایران با طرح‌های خود، حداقل در کوتاه مدت را ندارید، تمام همّ و غمّ شما در این روزها این است که مانعی بر سر نفوذ روزافزون ایران در کشورهای اسلامی منطقه، به ویژه کشورهایی که از (به قول شما) بهار عربی متاثر شده‌اند، ایجاد کنید، برای رسیدن به این هدف هم تنها یک نقطه امید دارید، آنهم تفاوت مذهبی مردم ایران با اکثر کشورهای منطقه است. شما خوب می‌دانید که یکی از بزرگ‌ترین عواملی که تاکنون مانع این شده است که ایران به عنوان تنها الگوی موفق مقابله با برنامه‌های شما برای مردم منطقه مطرح شود، دمیدن شما در شیپور همین اختلافات بوده است.

حالا خوب فکر کن! البته قبل از اینکه نظر تو را در خصوص راه‌های مقابله با نفوذ روز افزون ایران بپرسم، باید یادآوری کنم که هیچ چیزی مانند قدرت مذهب نمی‌تواند با قدرت ایران، که ریشه در اعتقادات مذهبی مردم ایران دارد، مقابله کند. این تِزی است که شما بعد از سال‌ها تجربه به آن رسیده‌اید: « تنها راه‌کار موثر برای مقابله با مردم ایران، وارد شدن از دالان اعتقادات مذهبی است.» این راهبرد هم دو جنبه مشخص دارد: یک، اگر می‌خواهید قدرت مهارناشدنی مردم ایران را کنترل کنید باید برای ریشه‌ و سرمنشاء اصلی این قدرت که همان اعتقادات مذهبی است، بدلی درست کنید (که فعلا ما در این نوشته متعرض این معنا نمی‌شویم). دو، برای مقابله با قدرت روز افزون ایران شیعی باید عالم اهل سنت را به تقابل با ایران وادار سازید.

حالا خوب فکر کن! تو می‌خواهی طرحی بریزی تا مردم مسلمان سایر کشورهای اسلامی، تمایلی به الگوی گیری از ایران نداشته باشند؛ چراکه می‌دانی الگو شدن ایران یعنی نزدیک شدن زوال و نابودی تو. حالا به نظر تو روی چه نقطه‌ای باید دست بگذاری که تو را زودتر و راحت‌تر به مقصودت برساند؟ روشن است که اگر بتوانی اوضاع ایران را پر آشوب نشان دهی، بخشی از این هدف خود را برآورده کرده‌ای، به همین دلیل است که تمام توان خود را در ایام بعد از انتخابات ریاست جمهوری ایران به کار گرفتی تا مردم را به خیابان‌ها بکشی و لحظه به لحظه تصاویری از آشوب و بلوا توسط رسانه‌های قدرتمندی که در اختیار داری به دنیا مخابره کردی. راه دیگر برای ایجاد مانع از الگو شدن ایران، القای این معناست که ایران بعد از سی سال مخالفت با جریان حاکم بر دنیا که تو آن را «هژمونی» نامیده‌ای هیچ دستاورد قابل توجهی به دست نیاورده است.

حالا خوب فکر کن! اگر خوب فکر کنی به این نتیجه می‌رسی که علاوه بر این دو راهی که ذکر شد و راه‌های دیگری که وجود دارد، بهترین راه مقابله با الگو شدن ایران نواختن بر طبل اختلافات مذهبی است، چون هرچند خودت مقید به تقیدات هیچ مذهبی نیستی ولی در این سالها خوب به قدرت مذهب پی برده‌ای.

حالا خوب فکر کن! اگر بخواهی به اختلافات مذهبی میان مردم ایران، که عموماً شیعه هستند و مردم سایر کشورهای منطقه، که عموما سنّی هستند، دامن بزنی، باید از کجا شروع کنی؟ حتما لیستی از اقدامات به نظرت می‌رسد. باید گرو‌های افراطی و تکفیری را از هر دو مذهب تقویت کنی. در این میان، با توجه به اینکه تفکرات تکفیری در میان شیعیان جایگاه چندانی ندارد، باید بیشتر متمرکز روی گروه‌های تکفیری اهل سنت شوی. البته بخت با تو یار است چون با وجود عقلانیتی که در میان شیعیان جریان دارد، بازهم هستند عده‌ای که به دلیل حماقتشان، و تنها به همین دلیل، در زمینی که تو طراحی کرده‌ای بازی کنند و جدول مورد نظر تو را تکمیل نمایند، تازه در دلشان احساس کنند که چقدر شجاع‌ و وظیفه‌شناس هستند که در مقابل اهل سنت سکوت نکرد‌ه‌اند!

بازهم خوب فکر کن علاوه بر این راه چه راه دیگری به ذهنت می‌رسد؟ درست است، باید طرفداران این دو مذهب را وادار کنی که به کشتار طرفداران مذهب مقابل رو بیاورند. ولی خوب می‌دانی که این کار، اصلا کار ساده‌ای نیست. مگر ممکن است کسی که خودش را مسلمان می‌نامد، راضی شود کمربند انفجاری خود را در میان صف نمازگزاران، آنهم در مسجد، که آنجا را خانه امن الهی می‌داند، منفجر کند؟! راستش تو چون مدت‌‌های زیادی روی عقاید و تفکرات مسلمانان کار کرده‌ای خوب می‌دانی که این کار شدنی است، تنها باید طرحت بی نقص باشد تا آن عامل انتحاری و حتی آن فقیهی که جواز این کار را برای او صادر کرده است، به نقش تو در این میان پی نبرد.

برای رسیدن به این هدف باید خوب فکر کنی. تو میدانی که از یک سو، متدینین به یک دین، آیین یا مذهب، به مقدسات خودشان خیلی حساس‌اند و از سوی دیگر، در میان مذاهب اسلامی، هر مذهبی تنها و تنها خودش را فرقه ناجیه[1](= نجات یافته) می‌داند و سایر فرق و مذاهب را در ضلالت و گمراهی تلقی می‌کند. اینجاست که بهترین موقعیت برای تو فراهم می‌شود. نقطه خوبی را برای رسیدن به مقصود خود یافته‌ای.

باز هم خوب فکر کن! چندین سال مطالعه روی اعتقادات مردم ایران، تو را به این واقعیت رهنمون شده است که در میان اعتقادات شیعیان (به ویژه شیعیان ایران) هیچ چیزی جایگاه اهل بیت(ع) را ندارد. مردم حاضرند به راحتی برای اهل بیت(ع) جانشان را هم بدهند. از آن طرف خوب می‌دانی که یکی از اصول اعتقادی شیعیان، امامت است و شیعیان معتقدند که بعد از رحلت پیامبر(ص) انحرافی در مسئله جانشینی ایشان پیش آمد و خلافت و جانشینی پیامبر(ص) غصب شد. خب، شیعیانی که این‌ همه به اهل بیت‌(ع) عشق می‌ورزند، حتما نسبت به کسانی که خلافت و جانشینی پیامبر(ص) را غصب کرده‌اند و اجازه نداده‌اند که اهل بیت(ع) اداره امور جامعه را به دست بگیرند، بغض شدیدی دارند. از طرف دیگر می‌دانی که اهل سنت جانشینان پیامبر(ص) را به عنوان بهترین صحابی پیامبر(ص) قبول دارند و حتی در بعضی مسائل، برای مخالفت با شیعیان، شأنی همطراز و یا حتی بالاتر از پیامبر(ص) برای آنها قائل هستند.

حالا زمان نتیجه گیری از این‌ همه فکر کردن است. اولاً، شیعیان که اهل تکفیر و کشتن اهل سنت نیستند. پس اهانت به مقدسات شیعیان نقش چندانی در تحریک آنها به کشتار اهل سنت ندارد، هرچند در موارد معدودی در برخی از کشورهای همسایه ایران، نظیر پاکستان که درگیری‌های طایفه‌ای عمق زیادی پیدا کرده، ممکن است مواردی از این انتقام گیری کور را نیز شاهد باشیم. ثانیاً، شیعیان به دلیل اعتقادات خاص خود، هیچ اعتقادی به خلفا ندارند. ثالثاً، برخی کج فهمی‌ها در میان شیعیان باعث شده که عده‌ای توهین و ناسزا گفتن به مقدسات اهل سنت، به ویژه توهین به خلفا را جزء لاینفک آیین تشیع، حتی در این زمان، بدانند.

حالا به نظر تو برای اینکه بتوانی آتش اختلاف شیعه و سنی را برافروخته‌ نگه‌داری، تا بغض و کینه اهل سنت از شیعیان، به ویژه مردم ایران، افزایش پیدا کند، تا این نفرت مانع الگو گیری از ایران به عنوان یک کشور اسلامی پیشرو شود، بهترین راهکار چیست؟ درست است، بهترین کار این است که توهین به مقدسات اهل سنت به صورت گسترده و عمومی در میان شیعیان رواج پیدا کند، یا حداقل تو بتوانی با شیطنت‌های رسانه‌ای و بهره‌گیری از تکنیک‌های فوق‌حرفه‌ای جنگ نرم، این تلقی را که «همه شیعیان به مقدسات شما توهین می‌کنند» را برای اهل سنت ایجاد کنی. در این مسیر هم بعضی از ایام بهترین فرصت است و تو این زمان‌ها را به خوبی می‌شناسی. یکی از این زمان‌ها، که شاید بهترین آنها هم باشد، نهم ربیع الاول است.

البته تو با یک مشکل عمده مواجه هستی، آنهم فتوای صریح رهبر ایران مبنی بر حرمت توهین به مقدسات اهل سنت و اهانت به همسران پیامبر(ص) و تلاش‌های مجدانه ایشان در مسیر تقریب مذاهب اسلامی است. اتفاقاً محبوبیتی هم که هم اکنون ایران در میان کشورهای عربی دارد، ریشه در همین تلاش‌ها دارد. ولی دو چیز است که تو را امیدوار نگاه می‌دارد. یکی سرمایه‌گذاری‌های کلانی که روی نهادهای تأثیرگذار مذهبی، به ویژه هیئات مذهبی کرده‌ای، که بخشی از این سرمایه‌گذاری‌ها هم اکنون جواب داده‌اند، (البته این مسأله خیلی پررنگ نیست، چون شیعیان خیلی سخت در این زمینه دم به تله می‌دهند و شما هم برای اینکه بتوانید خواسته‌های خود را به برخی محافل مذهبی تلقین کنید، هزار راه تو در تو و پیچیده را طی کرده‌اید. البته در این میان بعضی از علماء، که به نوعی حسادت و کینه‌توزیشان نسبت به نظام اسلامی در مسائل مختلف آشکار شده است، کار را برای شما آسان کرده‌اند، ولی آنها هم خیلی به کار شما نمی‌آیند چون درصد بسیار زیادی از مردم ایران حتی نام آنها را هم نمی‌دانند).

مسأله دوم، «عشق» همراه با کمی «حماقت» بعضی از شیعیان به اهل بیت(ع) است. تو خوب می‌دانی که یکی از ارکان اصلی مذهب شیعه، تولی و تبری است. علمای شیعه هم در طول تاریخ هزار و چند صد ساله حیات اسلام، تلاش کرده‌اند که این رکن اعتقادی را در میان شیعیان استوار نگاه دارند. در این میان کسانی هستند که به دلیل عدم شناخت درست و به موقع شرایط امروز جهان و درک ناصحیح از اساس تشیع که فرمان‌پذیری و تسلیم است، اقدامات خودسرانه‌ای را انجام می‌دهند که نه تنها سودی به حال عالم تشیع ندارد، بلکه به مثابه سدی در مقابل ترویج تفکر ناب شیعی می‌شود.

حالا از تو می‌خواهم که این بار بهتر و بیشتر از دفعات گذشته فکر کنی! البته نه به عنوان یک استراتژیست دشمن شیعه، بلکه به عنوان یک بچه شیعۀ ولایی و دو آتیشه که به هیچ عنوان حاضر نیست ذره‌ای از اعتقادات خودش کوتاه بیاید (که حق هم همین است). در این نوشته تلاش کردم تنها به یکی از ابعاد فاجعه بار مسأله‌ای به نام «نه ربیع» اشاره کنم، آن هم جلوگیری از مطرح شدن ایران به عنوان الگویی دست‌یافتنی برای کشورهای اسلامی، به ویژه کشورهایی که در متن بیداری اسلامی قرار داشتند و اکنون به دنبال راهکاری اجرایی برای اداره کشورشان هستند. البته با توجه به کشتار چند روز گذشته شیعیان، در پاکستان و عراق، جا دارد توجّهی ویژه به رابطه جلسات لعن و سبّ مقدسات اهل سنت و این کشتارها داشته باشیم که ما خیلی متعرض این معنا نشدیم.

به هر حال ما در آستانه اتفاق مهمی به نام «ظهور» قرار داریم. ظهوری که تنها با رشد مردم جهان، به ویژه مسلمانان، محقق خواهد شد. به نظر تو در شرایط امروز چه چیزی مانع گرایش مردم به تفکرات ناب شیعی، با این همه عقلانیتی که در آن موج می‌زند، می‌شود؟ آیا غیر از این است که رفتارهای نابجا و نسنجیده بعضی از ما شیعیان است که اجازه نمی‌دهد مسلمانان اهل سنت با معارف ناب اهل بیت(ع) آشنا شوند تا آنها هم ظهور منجی نهایی را طلب کنند؟

در پایان از تو می‌خواهم خوب فکر کنی که چرا بعضی‌ها اصلا به این مسائل فکر نمی‌کنند و باز در این روزها ما شاهد برپایی جلساتی هستیم که گویا طراح و مجری اصلی آنها دشمن است؟ (هرچند به لطف خدا تعداد این جلسات زیاد نیست ولی کم آن هم زیاد است).

 منبع:وبلاگ روضة الشهدا

[1] در روایتی از وجود نازنین پیامبر وارد شده است که بعد از من امت من به 72 فرقه تقسیم می شود که تنها یک فرقه، فرقه ناجیه است و باقی فرقه‌ها در آتش خواهند بود.

/ 3 نظر / 64 بازدید
خادم الحسن(ع)

با سلام و خسته نباشید به شما وبلاگ زیبایی دارید و غریب ترین نام رو انتخاب کردید. امیدوارم بتوانید موفق باشید

نویسنده

با سلام میخواستم ببینم اجازه دارم وبلاگ شما رو لینک کنم؟ اگر خواستید تشریف بیارید و بفرمایید با چه اسمی لینک کنم یا علی

حامد

با سلام در صورت امکان وبلاگ صراط عاشقی را به دوستان خود بیفزایید http://serateshgh.mihanblog.com با تشکر