دروغ در آیات و روایات

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

با سلام خدمت تمامى دوستان عزیز

امروز قصد دارم درباره دروغ بنویسم بلایى که متاسفانه در کشور ما رایج شده  و افرادی که مبتلا به آن هستند  توجیهاتی برای آن بیان می کنند و برای  کم کردن قبح این عمل از روش های چون  تغییر نام آن و یا استفاده آن در شوخی ها  استفاده می کنند ولی دروغ چیست؟ و در کجاها مجاز است؟ و چه آثاری دارد؟  

در یادداشت سعی کردیم  مطالبی را جمع آوری کردیم تا مساله دروغ را به طور اجمالی بررسی کنیم

 

مفاسد دروغ :

یکى از وصایاى جناب رسول اکرم، صلّى اللّه علیه و آله، ملازمت با راستى واجتناب از دروغ است، که از تقدیم ذکر آن معلوم مى‏شود که در نظر محترمشان بیشتر از سایر وصایا اهمیت داشته. و ما ذکر مفاسد کذب را مقدم مى‏داریم بر مصالح صدق. پس بدان که این رذیله از امورى [است‏] که عقل و نقل متفق بر قبح و فسادش هستند. و خود آن فی نفسه از کبائر و فواحش است، چنانچه اخبار دلالت بر آن دارد. و علاوه، گاه شود که بر آن مترتب شود مفاسد دیگرى که قبح و فسادش کمتر از این موبقه نیست. بلکه گاهى شود که به واسطه کشف یک دروغ، انسان به طورى از درجه اعتبار پیش مردم ساقط مى‏شود که تا آخر عمر جبرانش را نتوان کرد. خدا نکند کسى معروف شود به دروغگویى که هیچ چیز شاید بیشتر از این به حیثیت انسان لطمه نمى‏زند. و علاوه بر این‏ها، مفاسد دینى و عقوبات اخروى آن نیز بسیار است. و ما به ذکر بعضى از احادیث شریفه در این باب اکتفا مى‏نماییم، و چون مطلب از امور واضحه رایجه است از طول کلام اجتناب مى‏نماییم.

 

روى فی الوسائل عن محمّد بن یعقوب بإسناده عن أبی جعفر، علیه السلام، قال:

«إنّ اللّه عزّ و جلّ جعل للشّرّ أقفالا، و جعل مفاتیح تلک الأقفال الشّراب، و الکذب شرّ من الشّراب. »

«فرمود حضرت باقر العلوم، علیه السلام: خداى تعالى قرار داد براى شرّ قفلهایى، و کلیدهاى آن قفلها را شراب قرار داد، و دروغگویى از شراب بدتر است».

 

اکنون قدرى تفکر کن در این حدیث شریف که از عالم آل محمد، علیهم السلام، صادر شده است، و در کتابى که مرجع تمام علماى امت است مذکور گردیده و تمام علما، رضوان اللّه علیهم، آن را قبول فرمودند، ببین آیا راهى براى عذر باقى مى‏ماند؟ آیا این سهل انگارى از دروغ جز از ضعف ایمان به اخبار اهل بیت عصمت (ع) از چیز دیگر مى‏شود؟ ما صور غیبیه اعمال را نمى‏دانیم و ارتباطات معنویه ملک و ملکوت را واقف نیستیم، از این جهت از این نحو اخبار تحاشى مى‏کنیم و امثال این‏ها را حمل به مبالغه مثلا مى‏نماییم، و این خود طریقه باطلى است که از جهل و ضعف ایمان مى‏باشد. فرضا که این حدیث شریف را به مبالغه حمل کنیم، آیا این مبالغه باید بموقع باشد؟ آیا هر چیزى را مى‏شود گفت از شراب بدتر است، یا باید طورى شرّ آن عظیم باشد که با مبالغه توان گفت از شراب بالاتر است؟

 

 وبإسناده عن أبی جعفر، علیه السّلام، قال:

«الکذب هو خراب الإیمان.»

«فرمود حضرت باقر العلوم، علیه السلام، که دروغگویى خرابى ایمان است».

 

حقیقتا این طور اخبار دل انسان را مى‏لرزاند و پشت انسان را مى‏شکند. گمان مى‏کنم که دروغ از مفاسد اعمالى است که از بس شایع است قبحش بکلى از بین رفته ولى یک وقت تنبه پیدا مى‏کنیم که ایمان که سرمایه حیات عالم آخرت است به واسطه این موبقه از دست ما رفته و خود ما نفهمیدیم.

 

و از حضرت ثامن الائمة، علیهم السلام، روایت شده که فرمود:

«از حضرت ختمى مرتبت سؤال شد آیا مؤمن جبان و ترسو مى‏شود. فرمود آرى. سؤال شد آیا بخیل مى‏شود؟ فرمود آرى. عرض شد آیا کذّاب مى‏شود؟ فرمود نه.»

 

و از حضرت صدوق الطایفه منقول است که فرمود از فرمایشات رسول خداست:

«أربى الرّبا الکذب. »

«دروغ از ربا بالاتر است.»

 

با آنکه تشدید در امر ربا به طورى شده است که انسان را به حیرت در مى‏آورد.

و از امورى که انسان باید ملتفت آن باشد این است که دروغ به عنوان شوخى و مزاح هم در اخبار از آن تکذیب شده است و تشدید در امر آن گردیده، و علما فتواى به حرمت آن نیز مى‏دهند.

 چنانچه صاحب وسائل، رحمه اللّه، در عنوان باب، که مطابق فتواى اوست، فرموده:

«باب تحریم الکذب فی الصغیر و الکبیر و الجدّ و الهزل عدا ما استثنى.

 و از کافى شریف سند به حضرت باقر، علیه السلام، رساند که فرمود:

 حضرت على بن الحسین، علیهما السلام، به فرزندان خود مى‏فرمود:

 «بپرهیزید از دروغ کوچک و بزرگ در تمام سخنهاى خود، چه جدّى باشد یا شوخى، زیرا که انسان اگر در امر کوچک دروغ گفت، جرئت پیدا مى‏کند بر امر بزرگ. آیا نمى‏دانید که پیغمبر خدا، صلّى اللّه علیه و آله، فرمود که «بنده خدا راستى را پیشه خود مى‏کند تا آنکه خداوند او را صدّیق مى‏نویسد، و دروغسرایى را پیشه خود مى‏کند تا آنکه خداى تعالى او را کذّاب مى‏نویسد. »

 

 و در کافى سند به جناب اصبغ بن نباته رساند،

قال قال أمیر المؤمنین، علیه السّلام:لا یجد عبد طعم الإیمان حتّى یترک الکذب هزله وجدّه.«»

«نمى‏چشد بنده‏اى مزه ایمان را، مگر آنکه ترک کند دروغ را در شوخى و جدّى».

 

و در وصایاى رسول اکرم، صلّى اللّه علیه و آله، به حضرت ابا ذر غفارى است:

«یا أبا ذرّ، ویل للّذى یحدّث فیکذب لیضحک به القوم. ویل له، ویل له.»

«واى بر کسى که نقل کلامى کند به دروغ تا مردم بخندند به آن. واى بر او، واى براو».

 

اکنون با این همه اخبار و تشدیدات رسول خدا و ائمه هدى، علیهم السلام، خیلى جرائت و شقاوت مى‏خواهد که انسان اقدام به این امر بزرگ و خطیئه مهمه نماید. و چنانچه دروغگویى از مفاسد بسیار مهمه شمرده شده، صدق لهجه و راستى گفتار از محاسن بسیار مهم است. و در اخبار اهل بیت از آن مدح بلیغ شده است، و ما به ذکر بعض آن اکتفا مى‏نماییم.

 

محمّد بن یعقوب بإسناده عن أبی عبد اللّه، علیه السّلام، قال:

«کونوا دعاة للنّاس بالخیر بغیر ألسنتکم لیروا منکم الاجتهاد و الصّدق و الورع.»

فرمود:

«باشید دعوت کنندگان مردم به نیکویى به غیر زبانهاى خویش، تا ببینند از شما جدّیت در امر خیر و عبادت و راست گفتارى و پرهیزگارى را».

و جناب صدوق سند به رسول خدا، صلّى اللّه علیه و آله، رساند که فرمود:

«نزدیکترین شما به من روز قیامت و لازمترین اشخاص بر من شفاعت او، راستگویان شماست در حدیث، و ادا کننده‏ترین شماست امانت را، و نیکوترین شماست در خلق، و نزدیکترین شماست به مردم»

 

( چهل‏حدیث ص :  471 )

 موارد تجویز دروغ‏

دروغ حرام است، زیرا در آن زیانى متوجّه مخاطب یا غیر اوست، یا موجب مى‏شود که مخاطب به خلاف واقع معتقد شود و این سبب جهل او مى‏گردد. این گونه دروغ با اینکه آسان‏ترین و کم‏گناهترین درجات آن است نیز حرام است، زیرا القاء خلاف واقع به دیگرى و سبب جهل او شدن جایز نیست جز اینکه هرگاه به دست آوردن مصلحت مهمّى متوقّف بر دروغ باشد، و با راستگوئى نمى‏توان به آن رسید، حرمتش بر طرف مى‏شود و گناهش از میان مى‏رود، و اگر تحصیل این مصلحت واجب باشد، مانند نجات مسلمانى از قتل و اسارت، یا حفظ آبرو یا مال محترم او، دروغ در این صورت واجب مى‏شود. و اگر آن مصلحت به حد وجوب نرسد ولى راجح باشد، دروغ جایز یا مثل آن مصلحت راجح است، مانند اصلاح بین مردم و غلبه بر دشمن در جنگ، و دلشاد و خشنودکردن همسر، و اخبارى وارد شده که هر گاه به دست آوردن این مقاصد سه‏گانه متوقّف بر دروغ باشد گفتن آن جایز است، چنانکه روایت شده است که:

«رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلّم در چیزى دروغ رارخصت نمى‏داد مگر در سه مورد: سخن دروغى که آدمى به قصد اصلاح بگوید، سخن دروغى که در جنگ بگوید، و سخنى که زن و شوهر با یکدیگر گویند».

و فرمود:«لیس بکذّاب من أصلح بین اثنین فقال خیرا».

«هر که میان دو تن اصلاح دهد و سخن نیکوئى بگوید دروغگو نیست».

و فرمود:«کلّ الکذب یکتب على ابن آدم، إلا رجل کذب بین رجلین یصلح بینهما».

«هر دروغى به فرزند آدم نوشته مى‏شود مگر مردى که با دو کس دروغ گوید که میانشان اصلاح دهد».

و فرمود: «همه دروغها ناگزیر ثبت مى‏شود مگر دروغى که مرد در جنگ بگوید، که جنگ خدعه کردن است، یا وقتى میان دو کس کدورت و ملالى باشد و میانشان اصلاح کند، یا مرد با زن خود سخنى گوید که او را خوشدل سازد».

و فرمود:«لا کذب على المصلح»

«بر اصلاح کننده دروغى نیست».

و امام صادق علیه السّلام فرمود:«کلّ کذب مسئول عنه صاحبه یوما إلا کذبا فى ثلاثة: رجل کائد فی حروبه فهو موضوع عنه، او رجل أصلح بین اثنین یلقى هذ بغیر ما یلقى به هذا، یرید بذلک الإصلاح ما بینهما، او رجل وعد أهله شیئا و هو لا یرید أن یتمّ لهم».

«هر دروغگوئى در یک روزى مورد بازخواست و پرسش است مگر در سه چیز:

مردى که در جنگ نیرنگ زند که گناهى بر او نیست، یا مردى که میان دو کس اصلاح کند که با این برخوردى کند غیر از آنچه با دیگرى برخورد کند (یعنى سخنى از قول یکى به دیگرى بگوید که نگفته)، و مرادش از این کار اصلاح بین آن دو باشد، یا مردى که به خانواده خود چیزى وعده دهد که قصد انجام آن را نداشته باشد (یا نمى‏تواند یا بر او واجب نیست)».

و فرمود:«الکلام ثلاثة: صدق و کذب و إصلاح بین النّاس».

 

«سخن سه گونه است: راست و دروغ و اصلاح میان مردم»، پرسیدند:

اصلاح میان مردم چیست؟ فرمود:«تسمع فی الرّجل کلا ما یبلغه فتخبث نفسه، فتلقاه و تقول: قد سمعت من فلان فیک من الخیر کذا و کذا، خلاف ما سمعت منه»

«از کسى سخنى درباره دیگرى مى‏شنوى که اگر به گوشش برسد بد دل مى‏شود، و تو او را ببینى و بگوئى: از فلانى شنیدم که درباره تو چنین و چنان ذکر خیر مى‏کرد، بر خلاف آنچه شنیدى».

 

( علم‏اخلاق‏اسلامى ج : 3  ص :  430 )

 

 

علاج دروغ‏

راه معالجه دروغ این است که نخست در آیات و اخبارى که در ذم آن وارد شده بیندیشد، تا بداند که اگر آن را ترک نکند هلاک ابدى گریبانگیرش خواهد شد.

سپس به یاد داشته باشد که هر دروغگوئى از دلها و نظرها مى‏افتد و کسى به سخن او اعتنا نمى‏کند، و چه بسیار که دروغ گفتن باعث رسوائى نزد مردم مى‏شود. و از اسباب افتضاح او این است که خداى سبحان فراموشى را بر او مسلّط مى‏کند، تا آنجا که اگر چیزى بگوید گفته خود را از یاد مى‏برد و خلاف گفتار خود مى‏گوید و

رسوا مى‏گردد. و سخن امام صادق علیه السّلام به این معنى اشاره دارد که مى‏فرماید:

«از چیزهائى که خداوند بر دروغگویان گماشته است نسیان است».

 پس از آن در آیات و اخبارى که در ستایش ضد آن - یعنى راستگوئى - وارد شده تأمل کند، و بعد از این اگر دشمن خود نباشد در هر سخنى که مى‏خواهد بگوید نخست بیندیشد و تفکّر کند، پس اگر دروغ باشد ترک نماید و از همنشینى فاسقان و دروغگویا

/ 8 نظر / 131 بازدید
امین

سلام . وبلاگ پر باری داريد . موفق باشيد. راستی شما کدوم هیئت امام حسن هستيد ؟ اين ؟ www.valasr.com

مجتبي.م

بسيار عالی بود دست شما درد نکنه. يا علی

دلارام

ممنون از مطلبتون.ذخیره کردمش استفاده می کنم ازش. موفق باشید.

حسن

امان از دروووووووووغ......

مهدي فاطمه سلام

ميلاد با سعادت سالار شهيدان حضرت ابا عبدالله الحسين (ع) وعلمدار كربلا حضرت ابوالفضل العباس (ع)و زينت عبادت كنندگان حضرت امام سجاد (ع) را محضر امام زمان (عج) و نائب بر حقش مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي و همچنين خدمت تمامي دوستان عزيز و منتظر سلاله الزهرا تبريك عرض مي نمايم

دلارام

چرا به روز نمی کنید. منتظریم

کنیز حضرت زهرا(س)

سلام. ولادت یل کربلاء ،حضرت علی اکبر"علیه السلام" رو به شما تبریک میگیم.مطالب خوبی رو نوشتین. در ضمن لطف کردین به ما سر زدین.**التماس دعا**