پذیرش خواست خداوند، نه خواست خود

بسمه تعالی

حلول ماه مبارک رمضان را  تبریک عرض می کنم

با سلام

ما را از دعای خیرتون بی بهره نگذارید

به امام حسن (علیه السلام) گفتند که ابوذر یک عقیده‏اى دارد. گفتند چه عقیده‏اى دارد. فرمود ابوذر «یقول؛ الفقر اَحَبُ الىَّ مِن الغنى»، من فقیر باشم بهتر از این است که پولدار باشم «والسّقم احب الىَّ من الصحة» مریض باشم بهتر از این است که سالم باشم، امام حسن (علیه السلام) فرمود، خیلى خوب خدا رحمت کند، رحم اللَّه ابوذر، خدا رحمت کند ابوذر را، ما اینطور نیستیم، خدا هر چه بخواهد ما هم همان را مى‏خواهیم، آخر بعضى‏ها، ساده زندگى کردن هم، ببینید خدا اگر دوست دارد ساده، ساده، مثلاً روز عید فطر خدا مى‏گوید باید بخورى، حالا ببینیم ما که سى روز روزه گرفتیم، حالا بگذار امروز هم روزه بگیریم، مى‏گوید غلط است، به چپ چپ، به راست راست، گفتم بخور، بخور. گفتم نخور، نخور، یعنى همانى که گفتند اضافه نکنید، یک عده زمان پیغمبر رفتند توى زندگى آنها که با زنها همخوابى نمى‏کردند، شبها نمى‏خوابیدند، همه‏اش روزه مى‏گرفتند، حضرت فهمید، مردم را جمع کرد، فرمود ؛ این چه زندگى است، چرا این رقمى زندگى کردید. (الان هم همینطور است، مثلاً بعضى‏ها ژنده پوش مى‏کنند، مثلاً لباس مى‏خرد، بعد با سنگ پا زانویش را، شلوارش را چیز مى‏کند، حالا مثلاً کهنه پوشیدن چه کمالى است زلفهایش زا وِل مى‏کند، یک چیزى شده مثل پوستینى که، بعضى آدمها که راه مى‏روند، مثل پوستینى که وارونه شده، بعضى آدمها که راه مى‏روند مثل اینکه یک پوستین است راه مى‏رود توى خیابان، یعنى پشم آلو، خوب این چه قیافه‏اى است، حدیث داریم یا زلف را روغن بزن یا تیغ بزن، اگر هم حال ندارى سرت را تیغ بزن، یا تیغ یا روغن، این ژولیدگى در اسلام نداریم). فرمود هر چه خداوند مى‏خواهد، گاهى توى خانه مى‏گوینه آقا ببین یکى دو تا تخم مرغ برایم بس است، باباجون من الان تخم مرغ ندارم، توى خانه هیچ موقع به صاحبخانه نگوئید چى مى‏خواهم، حضرت وقتى مى‏خواست مهمان بشود به صاحبخانه مى‏گفت من مى‏آیم، من مى‏آیم به خانه به شرط اینکه هر چه در خانه دارى برایم درست کنى، کباب است، کباب درست کن مى‏خوریم، گاهى اوقات سر یک سفره‏اى یک کسى مى‏گوید ببخشید آقا نمک مى‏خواهم، نمک بیاورید، بابا نمک نیست، سائیده نیست، نمکدان گمشده، صاحبخانه زَجر مى‏کشد، تقاضاها ببینید هرچه آسان است، ببینید چى چى آسان است، گاهى وقتها آدم صدى دارد ولى پنج تومانى ندارد، فرمود ابوذر، بابا، با خدا شرط نکنید، به شرط اینکه، به شرط اینکه، بعضى‏ها مى‏گویند که، حالا یک قصه‏اى هم براى شما بگویم، حالا خواهم گفت، امام حسن (علیه السلام) بچه دار شد، یک کسى آمد و گفت: امیدوارم یک پسر فارس، فارس یعنى یک اسب سوار آخر یک اسب سوار در آن موقع، مثلاً اینکه مى‏گویند یک نوزاد به به انشاءاللَّه که دکتر بشود، مهندس بشود، امام حسن (علیه السلام) فرمود یعنى چه؟ این کلمه غلط است، بگو ان شاء اللّه سالم باشى یک، خیر ببینى دو، حالا دکتر شد، شد، نشد، نشد، اینقدر آدمها دکتر نیستند، آیت الله نیستند، تاجر و مهندس هم نیستند، اما سر تا پایشان خیر است. اینقدر آدمها هم هستند لقهباى کت و کلفتى دارند، بسیار خیرشان کم است. مثل اینکه بگوئیم ان شاء الله یک مغازه دو نبش پنج دهنه سوپردولوکس، ممکن است در همین مغازه صاحبش ورشکست بشود، ممکن است یک مغازه‏دار در کوچه هم دخترهایش را شوهر داده، هم پسرهایش را داماد کرده، هم کربلا رفته است، به کسى هم بدهکار نیست و هم مردم هم دوستش دارند. آن آقا دو نبش است، سوپردولوکس است، همه‏اش هم چکهایش بر مى‏گردد. همه هم فحش اش مى‏دهند اینقدر ماشینهاى آرام، سفرهاى خوب و خوشمزه‏اى با خانم مى‏روند و اینقدر ماشینهاى سوپردولوکس که داخل ماشین قُرقُر مى‏کنند، بعداً هم ماشین توى دره مى‏افتد شما چه کار دارید، تعیین نکنید براى خدا، خدایا مى‏خواهم همچین بشود، همچین بشود، بگو، خدایا به من «آتنا، رَبَنا آتنا فَى الْدُنیا حَسَنه و فِى الآخره حَسنه و غنا عذابَ النَّار». بگو خدایا من با این ازدواج کنم خوب میشه، چى مى‏دانى خوب میشه یا نه؟ نه اگر این شغل را بگیرم خوب میشه. به امام حسن (علیه السلام) گفتند که ابى ذر مى‏گوید خدایا، این طور باشد، این طور باشد، فرمود: من نمیگم اینطور باشد. میگم خدایا هر چى که تو دوست دارى، قلب مرا راضى کن به رضاى خودت

/ 6 نظر / 12 بازدید
arash ajam

salam سلام وبلاگ جالبی داری اگه می شه یک سر به وبسایت من بزن منون می شم اگه می شه در نظر سنجی یه وبلاگ شرکت کنید بای www.freedonlod.blogspot.com

حسن

سلام.ماه رمضان بر تو دوست عزيزم مبارک يا علی

ميثم (بچه های آسمان)

با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات برای شما سرور عزيزم. اينکه شما مطالعات اينچنينی داشتيد خيلی خوبه...خدا خيرتون بده.... اما سوالات زيادی مطرحه در مورد پستی که من به تاييد اين اساتيد نوشتم.....کسانی که من ته صفشون ايستادم کم انسانهايی نيستن....نويسنده ی نامه کم شخصيتی نيست..يک جانباز دلسوخته ی شيميايی! تاييد کنندگان و حاميان(غیر از حقیر)هم همچنين... . . منظورم اين نيست که انسان عقل و شعورش را دور بريزد و حمايت کورکورانه کند... اگه شما از اين فيلم خوشتون اومده که بحثش جداست و اين امر سليقه ايست ... اما محتوی فيلم رو فکر ميکنم خيلی توجه نکرديد....نگارنده ی نامه به خوب مسائلی اشاره کرده...بهتره سعی کنيم با دليل و منطق رد کنيم تک تک موارد نويسنده رو...نه اينکه از يک مستند سازی که حتی به ضعور مخاطبش هم بی احترامی ميکند و کامنتهای وبلاگش را به اون طريق سانسور ميکند! چرا ايشان نظرات مخالفان خود را که در کمال ادب بيان کرده اجازه ی انتشار نداده؟!....به هر حال اگه مخالف حرفهای موجود در

ميثم (بچه های آسمان)

پيغمبر و زهرا و علی را پسر آمد....در ماه خدا،ماه خدا جلوه گر آمد...... اين ميلاد بر شما و خانواده ی محترمتان مبارکباد.

حسن کهريزی

بسمه تعالي با سلام دوست عزيز من ان شا الله سعي مي كنم در آينده به اين موضوع بپردازم. ولي دوست عزيز اگر نويسنده در گفتارش صادق است اين همه فيلم بد در مورد جبهه ساخته شده كه متاسفانه از سيما هم پخش شده چرا فقط درباره اين فيلم نامه نگاري كرده و داد و قال مي پردازد بد نيست بدور از تعصب فيلمرا ببينيد