۲۸ صفر آغاز غربت

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

السلام علیک یا رسول اکرم (ص)

السلام علیک یا حسن المجتبی

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

 

رحلت پیامبر اکرم(ص)وشهادت امام حسن مجتبی(ع)و شهادت علی بن موسی الرضا را  به امام زمان(ع) و رهبر معظم انقلاب و تمامی شیعیان جهان و رهروان حق تسلیت عرض می نماییم.

 

 

 

 

به همین مناسبت هیئت امام حسن مجتبی علیه السلام اقدام به برپایی ایستگاه صلواتی تموده است

 

عزیزانی که مایل به تهیه شور حسینی به 50 درصد تخیف هستد می توانند به ایستگاه صلواتی مراجعه کنند

 

مکان :قم میدان آستانه

28 و 29 صفر

 

28 صفر روز وفات جانگداز پیامبر اکرم(ص) روز آغاز غربت ائمه را تسلیت عرض می نمائیم.

شهادت امام حسن مجتبی )ع(

معاویه تصمیم گرفت برای سلطنت فرزند خود,یزید,از مردم بیعت بگیرد,دراین راه هیچ مشکلی برای او مهمتر از وجود حسن بن علی وسعد بن ابی وقاص نبود.

برای رفع این مانع ,سمی را توسط مامورین خود به مدینه فرستاد وهردو نفر بوسیله سم از دنیا رفتند.

معاویه برای دختر اشعث پیغام داد که اگر تو حسن بن علی را مسموم کنی,من ترا به عقد همسری فرزندم یزید در خواهم آورد. همچنین برای وی صد هزار درهم فرستاد واومرتکب این جنایت شد. اما معاویه بعهد خود وفا نکرد وابن زن خیانت پیشه با مردی از قبیله آل طلحه ازدواج کرد واز او فرزندانی آورد که مردم همیشه آنها را با لقب ((بنی مسمه الازواج)) سرزنش میکردند.این ماجرا در سال دهم حکومت معاویه روی داد.

 

مدائنی می نویسد:

معاویه بافریب دادن جعده دختر اشعث بن قیس امام حسن (ع) رامسموم نمود وبه وعده همسری با پسرش یزید ومبلغ صد هزار درهم را داده بود.در اثر این سم,امام(ع) چهل روز مریض بود وآنگاه ازابن دنبا رخت بر بست.معاویه مبلغ مذکور را برای جعده فرستاده واز تزویج او برای پسرش یزید سر باز زد وگفت:((میترسم همان کاری را که بافرزند

 رسول الله(ص) نمودی با پسرمن بنمائی.))

شیخ مفید منویسد:چون ده سال از سلطنت معاویه گذشت وتصمیم گرفت برای خلافت یزید ازمردم بیعت بگیرد, بصورت مخفیانه از جعده دختر اشعث بن قیس که همسر امام حسن بن علی (ع) بود,خواست که امام را مسموم کند ودر قبال این جنایت با یزید ازدواج کرده وصد هزار درهم دریافت دارد. جعده این عمل را انجام داد وحضرت پس گذراندن چهل روز بیماری به لقا حق شتافت.

 

 

امام صادق (ع) میفرماید:((اشعث در خون امیرالمومنین شرکت داشت, دخترش جعده حضرت حسن بن علی (ع) رامسموم نمود وپسرش محمد از همکاران قتل حسین بن علی (ع) بود.))

 

وصیت امام حسن مجتبی (ع):

((به یگانگی خدای یکتا گواهی می دهد و بر آستان ربوبیتش, آنگونه که سزاست سر بندگی می ساید,خدای یگانه را در فرمانروائیش شریک و انبازی نیست و هرگزاز اهل خیانت یاوری نگرفته و هر چیزی را به اندازه آفریده است.

او بر بندگی سزاوارترین و برای سپاسگوئی شایسته ترین فرد می باشد.

هر که فرمانبردارخدا باشد,راه درست را یافته است و هرکس او را نافرمانی کند به کمراهی افتاده و هرکس به سوی او بازگردد,گمراهی رسته است.

ای حسین ,من تو را درباره بازماندگان و فرزاندان و خاندانم سفارش می کنم که اشتباهاتشان را با بزرگ منشی ببخشی و نیکوکارانشان را بپذیری و هم جانشین من و هم پدری مهربان برای آنان باشی.

مرا در کنار آرامگاه جدم رسول اکرم (ص)دفن نما ,چرا که من سزاوارترین فرد برای دفن در کنار پیامبر خدا هستم . البته اگر از اینکار تورا باز داشتند,تو را به خدا و مقامی که در نزد او داری و پیوندی که با رسول الله (ص)داری سوکند می دهم که مبادا به خاطر من حتی به اندازه گنجایش شیشه حجامت,خون ریخته شود تا آنکه پیامبر خدا را ملافات کنیم و او را ببه نسبت به رفتاری که مردم با ما نمودند,با خبر سازیم))

بعد از وفات امام(ع),برادرش امام حسین(ع) پیکر ایشان را کفن کرد و آن را بر دوش گرفته بسوی قبر رسول الله آورد. کوتاه زمانی نگذشته بود که مروان و یاران اموی او سر رسیدند و فریاد برآوردند که شما می خواهید حسن بن علی را در کنار پیامبر دفن کنید؟

ان آشوبگران اسلحه بدست گرفتند و آماده مقابله با امام حسین(ع)و یارانش شدند.

هنگامی که امام حسین(ع)جنازه را برداشتند تا برای آخرین با آن را به مزار جدشان نزدیک کنند,آشوبگران به آنها روی آوردند,در حالی عایشه نیز سوار بر استر به جمعشان پیوسته بود.عایشه فریاد می زدکه:((که من چگونه می توانمتاب بیاورمدر حالی که شما می خواهیدکسی را به خانه من داخل کنید که من او را دوست ندارم))

مروان نیز آغاز به سخن نمودو گفت: ((آیا سزاوار است که عثمان در دوردست ترین نقطه مدینه بگور سپرده شود و حسن بن علی در کنار پیامبر خدا دفن گردد!هرگز چنین نخواهد شد و من با شمشیر آخته حمله خواهم کرد.))نزدیک بود فتنه گسترش یابد و بنی هاشم با بنی امیه درگیر شوند.

ابوهریره که ناظر جریان بود گفت : ((راستی آیا پسر موسی بن عمران از دنیا می رفت ,در کنار پدرش دفن نمی شد؟!پس چرا با تدفین حسن بن علی مخالفت می ورزید؟!

ابن عباس بیدرنگ به سراغ مروان آمد و از او خواست که برگردد .ابن عباس به مروان گفت: (( ما قصد نداریم پسر عم خود را در کنار جدش دفن کنیم,بلکه پس از تجدید دیدار او با مزار رسول الله,جنازه را به بقیع خواهیم بردتا در کنار جده پدریش فاطمه بنت اسد به خاک سپرده شود.))

سیدالشهدا نیز رو به بنی امیه کرد و فرمود:

((بخدا قسم اگر برادرم از من پیمان نگرفته بود که در پای جنازه اش خونی ریخته نشود به شما شمشیر زدن را نشان می دادم.شما همان کسانی هستید که پیمانهایتان را در باره ما شکستید و به شرط هایی که در مورد ما قائل شدید وفا نکردید.))

بدینگونه بود که چسد مطهر ایشان از کنار مرقد پیامبر به سوی قبرستان بقیع حرکت داده شد و در کنار آرامگاه فاطمه بنت اسد به خاک سپرده شد.

هنگامی که خبر شهادت امام به معاویه رسید ,معاویه و اطرافیانش به سجده افتاده و تکبیر گفتند و تکبیر گفتند.

 

 

مرثیه در شهادت امام حسن مجتبی(ع)

شهر،امروز پر از شیون هر مرد و زن است

 مگر ای غم زدگان روز عزای حسن است

قصه‌ی جعده‌ی ملعونه و آن زهر جفا

گفت و گویی است که در هر گذر و انجمن است

نوبت عشرت اسماء معاویه رسید

 شاد از مرگ سلیمان زمان،اهرمن است

همه دل هاست پر از غم،مگر امروز حسین

 از غم مرگ حسن همدم رنج و مِحَن است

بهر زهرای حزین از خبر مرگ حسن

 باغ فردوس برین،گوشه‌ی بیت الحزن است

گفت با زینب غم دیده حسن،در دم مرگ

 بنشین در بر من،تا که مرا جان به تن است

خواهرا زهر جفا،کار مرا کرده تمام

 اول درد تو و آخر عمر حسن است

می روم یک دم دیگر من از این دار فنا

 به سوی جنت فردوس که مأوای من است

بعد از این جان تو و قاسم نیکو سِیَرَم

 ز آنکه داماد حسین،آن شهِ گل پیرهن است

زینبا!روز فراق است اگر صبر کنی

 سخنی با تو مرا هست که آخر سخن است

خواهرا خیز زجا زود برو ظشت بیار

 که مرا خون دل از جور فلک در دهن است

من ندانم که در آن حال،به زینب چه گذشت

 دید چون لَخت جگر از حسنش در لگن است

گفت ای وای که شد خاک عزا بر سر من

 که حسن از بر من،عازم شهر و وطن است

 

 

 

     

 

 

 

 

/ 2 نظر / 16 بازدید
rasol

با سلام و خسته نباشيد. وبلاگ قشنگ و جالبی داريد. خدا قسمت کند که از نزدیک با کریم اهل بیت درد دل کنبم . موفق باشيد.

رزا سادات جلالی

سلام با اجازه مطالب مربوط به امام حسن را کپی کردم